لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
موزه
(~.) [ فر. ] (اِ.)۱ - مجموعه آثار باستانی.
۲- محلی که آثار باستانی را در آن نگه داری کنند.
موزه نهادن
(~. نَ دَ) (مص ل.) اقامت کردن.
موزون
(مُ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- وزن شده، سنجیده شده.
۲- متناسب.
۳- هماهنگ.
۴- آهنگ دار.
موزیسین
(یِ) [ فر. ] (ص.) موسیقی دان، نوازنده.
موزیسین
(یَ) [ فر. ] (ص فا.) کسی که در ساخت یا رهبری یا اجرای موسیقی به خصوص موسیقی سازی تبحر داشته باشد، موسیقی دان (فره).
موزیک
[ فر. ] (اِ.) علم ترکیب اصوات و هنر عرضه آنها به نحوی که برای شنونده مطبوع باشد، موسیقی. (فره).
موزیکال
[ فر. ] (اِ.) همراه با نغمه و موسیقی.
موزیکولوژی
(کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم تجزیه و تحلیل ویژگیهای انواع موسیقی و بررسی تاریخی آنها، موسیقی شناسی. (فره).
موس
(اِ.) کپل، سرین، باسن، کون.
موس
(مُ وْ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه الکترونیکی کوچکی که به رایانه متصل شود و با حرکت دادن آن بتوان مکان نما را روی صفحه نمایش جا به جا کرد و با دکمههای آن به سیستم فرمانهایی داد، موشی. (فره).
موس موس
(اِ.) (عا.) تملق، چاپلوسی.
موساد
[ انگ. ] (اِ.) سازمان جاسوسی اسراییل.
موستان
(مُ وِ سْ) (اِمر.) زمینی که فقط در آن درخت انگور کاشته باشند، باغ انگور، تاکستان، رزستان.
موسخ
(مُ وَ سَّ) [ ع. ] (اِمف. ص.) چرکین، چرک آلود.
موسر
(س) [ ع. ] (اِفا. ص.) توانگر، غنی.
موسع
(مُ وَ سَّ) [ ع. ]
۱- (اِمف.) وسعت داده شده.
۲- (ص.) وسیع.
موسم
(مَ س) [ ع. ] (اِ.)
۱- زمان، هنگام.
۲- فصل.
موسه
(س) (اِ.) زنبور.
موسوم
(مُ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- نام نهاده شده، اسم گذاشته شده.
۲- در فارسی به معنای شناخته.
موسوی
(سَ) (ص نسب.)
۱- منسوب به حضرت موسی ' (مطلق).
۲- منسوب به حضرت موسی ابن جعفر امام هفتم (ع).