لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
نامحدود
(مَ) [ فا - ع. ] (ص.)
۱- بی اندازه، بی شمار.
۲- بی پایان، بی حد.
نامحرم
(مَ رَ) [ فا - ع. ] (ص.)
۱- بیگانه، غریبه.
۲- کسی که مورد اعتماد نیست.
نامحسوس
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مف.) غیرقابل تشخیص، غیرقابل حس.
نامحصور
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مر.)
۱- بی حد، بی انتها.
۲- حصار نشده.
نامحلول
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) حل نشدنی، غیرقابل حل.
نامدار
(ص.) معروف، مشهور.
نامرئی
(مَ) [ فا - ع. ] (ص.) نادیدنی.
نامراد
(مُ) [ فا - ع. ] (ص.) ناکام، محروم.
نامرد
(مَ) (ص.) پَست، بی غیرت.
نامزد
(زَ) (اِ. ص.)
۱- دختر و پسری که برای زناشویی قرار گذاشته باشند.
۲- کاندید، شخصی که برای به عهده گرفتن مسئولیتی معرفی شده باشد.
نامزدبازی
(~.) (حامص.)معاشرت و عشق - بازی در دوران نامزدی.
نامسلمان
(مُ سَ) [ فا - ع. ] (ص.)
۱- آن که مسلمان نیست، کافر.
۲- دشنام گونهای است مسلمانان را.
۳- سنگدل، قسی القلب.
نامشروع
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مف.) غیرقانونی.
نامطبوع
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مف.) ناخوشایند.
ناملایم
(مُ یِ) [ فا - ع. ] (ص.)
۱- آن چه که موافق و سازگار نیست.
۲- درشت، خشن.
ناممکن
(مُ کِ) [ فا - ع. ] (ص.) محال، ناشدنی، نایافتنی.
نامه
(مِ یا مَ) [ په. ] (اِ.)
۱- نوشته، مکتوب.
۲- کتاب، صحیفه.
نامه رسان
(~. رِ) (ص فا.) نامه بر، نامه آور.
نامه سفید
(~. س) (ص مر.) نیک کردار.
نامه سیاه
(~.) (ص مر.) بدکردار، گناه کار.