لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
هدیه
(هَ یِّ) [ ع. هدیه ] (اِ.)
۱- تحفه، ارمغان، پیشکش. ج. هدایا.
۲- پولی که در عروسی مهمانان به عروس یا داماد میدهند.
هذا
(هاذا) [ ع. ] (اِ. اشاره) این (اشاره به شخص یا شی ء نزدیک).
هذر
(هَ ذِ) [ ع. ] (ص.) مرد بسیار سخن و بیهوده گوی.
هذر
(هَ ذَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پریشان گفتن، سخن باطل گفتن.
۲- (اِ.) سخن بیهوده.
هذلول
(هُ) [ ع. ] (ص.)
۱- سبک.
۲- مرد سبک.
۳- اسب دراز و درشت اندام.
۴- آفت، فتنه.
۵- ابر باریک.
هذلولی
(~.) [ ع. ] (اِ.)یکی از منحنیهای مقاطع مخروطی است که سطح آن موازی با محور اصلی سطح مخروطی است.
هذیان
(هَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پریشان گویی.
۲- (اِ.) گفتار بیهوده و پرت و پلا.
هر
(هَ) [ په. ] (ق.) کل، همه، تمام.
هر
(هَ یا هُ) (اِ.) دانهای که در میان گندم روید و خوردن آن ضرر دارد.
هر
دری (هَ دَ) (ص نسب.) منسوب به هر در.
۱- آنکه هر لحظه به دری روی آرد و به خانهای رود؛ هر جایی.
۲- بی پایه، بی اساس، بی ربط.
هر که هر که
(هَ کِ. هَ کِ) (اِمر.) (ق مر.) (عا.) = هر کی هر کی: هرج و مرج، بلبشو.
هرآینه
(هَ نِ) [ په. ] (ق.) ناچار، لابد، قطعاً.
هرا
(هَ رّ) (اِ.)
۱- ساز و برگ اسب، مانند سینه بند و لگام.
۲- گلولههای زرُین و سیمین که به زین، لگام و سینه بند اسب میبستند.
هرا
(هُ رّ) (اِ.) صدای مهیب، فریاد سهمناک.
هرا
(هُ) (اِ.) ترس، بیم.
هراس
(هَ) (اِ.) بیم، ترس.
هراس انگیز
(~. اَ)(ص فا.)ترسناک، هراسناک.
هراس ناک
(~.) (ص.) هراس انگیز، ترسناک.
هراسان
(~.) (ص فا.) ترسان، ترسیده.
هراسه
(هَ س) (اِ.)
۱- هرچیزی که با آن بترسانند.
۲- مَتَرسک.