لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
وجگن
(وَ گَ) (اِ.) وَشگَن ؛ آلت تناسلی.
وجیز
(وَ) [ ع. ] (ص.) مختصر، کوتاه.
وجیزه
(وَ ز) [ ع. وجیزه ] (ص.)
۱- مؤنث وجیز.
۲- کلام مختصر و مفید.
وجیع
(وَ) [ ع. ] (ص.) دردناک.
وجین
(و) (اِ.) کندن علفهای هرز.
وجیه
(وَ) [ ع. ] (ص.)
۱- نیکورو، زیبا. ج. وجهاء.
۲- صاحب قدر و جاه.
وجیهه
(وَ هَ یا ه) [ ع. وجیهه ] (ص.) مؤنث وجیه.
وحدانی
(وَ) [ ع. ] (ص نسب.) تنها، یکتا.
وحدانیت
(وَ یَّ) [ ع. وجدانیه ] (مص جع.) یگانگی، یکتایی.
وحدت
(وَ دَ) [ ع. وحده ]
۱- (مص ل.) یکی بودن، یگانه بودن. مق کثرت.
۲- (اِمص.) یگانگی، یکی بودن. ؛ ~ ملی اشتراک همه افراد یک ملت در آمال و مقاصد چنان که به منزله مجموعه واحدی به ...
وحش
(وَ) [ ع. ] (اِ.) جانور بیابانی. ج. وحوش.
وحشت
(وَ شَ) [ ع. وحشه ] (اِ.) ترس، هراس.
وحشی
(وَ) [ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- غیراهلی.
۲- آن که از مواهب تمدن دور است.
وحل
(وَ حَ) [ ع. ] (اِ.) گل و لای.
وحم
(وَ حِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ویار و اشتهای شدید زنان باردار به نوعی خوراکی یا مواد دیگر.
۲- خواهان جماع شدن.
وحوش
(وُ) [ ع. ] (اِ.) جِ. وحش.
وحی
(وَ) [ ع. ] (اِ.) آنچه از طرف خدا بر پیغمبران نازل شود.
وحید
(وَ) [ ع. ] (ص.) منفرد، یگانه، بی نظیر.
وخ
(وَ) (شب جم.) کلمهای که در هنگام لذت بردن از چیزی یا ابراز شگفتی بیان شود.
وخامت
(وَ مَ) [ ع. وخامه ] (اِمص.) دشواری، ناگواری.