لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
اگر
(اَ گَ) (حر.)
۱- شرط را میرساند.
۲- که، همانا.
۳- یا.
اگزما
(اِ زِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی بیماری جلدی که عوارض آن عبارت است از تورم پوست و سرخ شدن آن و بروز تاولهای ریز که بعد از پوسته شدن خارش بسیار دارد و گاهی تاولها آب پس میدهد.
اگزوز
(اِ زُ) [ انگ. ] (اِ.) = اکزوز:
۱- دود حاصل از احتراق بنزین در ماشین.
۲- تخلیه.
۳- (عا.) تمام مسیر دود مذکور را گویند.
اگزیستانسیالیست
(اِ) [ فر - انگ. ] (ص.) معتقد به فلسفه اگزیستانسیالیسم.
اگزیستانسیالیسم
(~.) [ فر - انگ. ] (اِ.) اصالت وجود، تقدم وجود، نام مکتبی فلسفی که هستی انسان را مرکز و غایت همه مسائل میداند. و عقیده دارد که چون هر انسانی وجود خاص خود را دارد با مفاهیم فلسفی ...
ای
(اِ یا اَ) [ ع - فا. ] (صت. حر.) علامت ندا است که پیش از اسم درآید: ای حسن، ای پسر.
ای والله
(اِ وَ لْ لا) [ ع. ] (جمله)
۱- آفرین، بارک الله.
۲- درست است، راست است، همین طور است.
ایا
( اَ ) حرف ندا به معنای «ای».
ایاب
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) برگشتن، باز آمدن.
۲- (اِمص.) بازگشت.
ایادی
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ایدی ؛ ججِ یَد.
۱- دستها.
۲- دستیاران.
۳- نعمتها.
ایار
( اَ ) (اِ.) یکی از ماههای سریانی مطابق با ماه سوم بهار.
ایاز
( اَ ) (اِ.) = ایاس:
۱- نسیم، باد خنک.
۲- شبنم.
ایازی
(اَ) (اِ.) = ایاسی: نقاب سیاهی که زنان بدان صورت خود را پوشانند.
ایاغ
( اَ ) [ تر. ] (اِ.) = ایاغ:
۱- هم پیاله.
۲- ساغر، پیاله شرابخوری.
۳- دوست و رفیق.
ایاقی
(اَ) [ ع. فا. ] (ص نسب.) آبدار، شرابدار، آشپز، سفره چی، خدمتکار.
ایالت
(اِ لَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) اداره کردن، حکومت کردن.
۲- (اِمص.) فرمانروایی، حکومت.
۳- (اِ.) استان. ج. ایالات.
ایام
(اَ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ یوم.
۱- روزها.
۲- روزگارها، دوران.
ایام البیض
(اَ یّ مُ لْ بَ یْ) [ ع. ] (اِمر.) سه روز از ماه که تمام شبهای آن روشن است و آن سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه باشد.
ایام الله
(~. لا) [ ع. ] (اِ.) روزهایی که از نظر مذهبی و اعتقادی مهم اند. مانند روز عاشورا.
ایامی
(اَ ما) [ ع. ] جِ ایم ؛ بیوه گان، بیوه زنان، زنان بی شوی.