لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
میلاب
(اِمر.) میلهای چوبین و مجوف که سرش به میانه قلیان است و ته آن در آب قلیان قرار دارد و دود تنباکو به وسیله آن از میان آب عبور کند و به دهان قلیان کش رسد.
میلاد
[ ع. ] (اِ.) زمان تولد.
میلادی
[ ع. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به میلاد.
۲- منسوب به میلاد مسیح.
میلاو
(اِ.) شاگرد، خدمتگار.
میلاوه
(وِ) (اِ.)
۱- شاگردانه، انعام.
۲- نوید، مژدگانی.
میله
(لِ) (اِ.) قطعه نازک و دراز فلزی یا چوبی.
میلی متر
(مِ) [ فر. ] (اِ.) یک دهم سانتی متر و یک هزارم متر.
میلی گرم
(گِ رَ) [ فر. ] (اِ.) یک هزارم گرم.
میلیارد
[ فر. ] (اِ.) ملیارد: هزار میلیون.
میلیاردر
(دِ) [ فر. ] (اِ.) = ملیاردر:
۱- شخص ثروتمندی که لااقل دارای یک هزار میلیون سرمایه باشد.
۲- بسیار ثروتمند.
میلیتاریسم
[ فر. ] (اِ.) سلطه و نفوذ ارتش بر شئون کشور، سیستم صلح مسلحانه، حکومت ارتشی.
میلیون
[ فر. ] = ملیون: هزار هزار (۱۰۰۰۰۰۰).
میلیونر
(نِ) [ فر. ] (اِ.) = ملیونر: ثروتمند، کسی که بیش از میلیون پول دارد، سرمایه دار.
میم
[ فر. ] (اِ.) نوعی کمدی که در آن هنرپیشه به وسیله حرکات، اعمال و احساسات را بیان کند، بدون آنکه سخنی بگوید.
میم
(اِ. حر.)
۱- نام حرف بیست و هشتم از الفبای فارسی.
۲- (کن.) لب آن گاه که به شکر خنده گشوده شود. ؛ ~ کاتب کنایه از: نابینا، کور. ؛ ~ مطوق کنایه از: آلت مرد، نره.
میم
(مَ یا مِ) (اِ.)
۱- درخت انگور، مو.
۲- شراب ناب.
میمنت
(مِ مَ نَ) [ ع. میمنه ] (اِ.) برکت، خوش یمنی، سعادت.
میمنه
(مِ مَ نَ یا نِ) [ ع. میمنه ] (اِ.) طرف راست و سمت راست لشکر.
میمون
(مِ) [ ع. ] (اِمف.) فرخنده، خجسته. ج. میامن.
میمون
(~.) (اِ.) بوزینه.