لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
نهاز
(نُ) (اِ.) بُز پیشرو گله، بزی که پیشاپیش گله حرکت میکند.
نهازی
(نُ) (حامص.) پیشوایی، رهبری.
نهازیدن
(نِ دَ) (مص ل.) ترسیدن.
نهال
(نِ) (اِ.) درخت جوان نورسته.
نهاله
(نِ لِ) (اِ.)
۱- شاخه درخت یا چوبی که شکارچی برای راندن شکار به سوی دام از آن استفاده میکند.
۲- شکار، صید.
نهاله
(نَ لَ یا لِ) [ مغ. ¿ ] (اِ.) نوعی مالیات یا عوارض (ایلخانان).
نهاله گاه
(~.)(اِمر.) شکارگاه، کمینگاه صیاد.
نهالی
(نِ) (اِ.) تُشک، بستر.
نهامین
(نَ) (اِ.) آهنگر، حداد.
نهان
(نِ) [ په. ]
۱- (ص.) نهفته، پنهان.
۲- (ق.) سری، پنهانی.
نهان خانه
(~. نِ)(اِمر.)۱ - خلوت خانه، جایی که در آ ن چیزی را پنهان کنند.
۲- مقبره، گور.
نهان دانگان
(~. نِ) (اِمر.) به دستهای از گیاهان گفته میشود که در آنها تخمک در داخل برگچه بستهای قرار دارد. این گیاهان به دو گروه تک لپهایها و دولپهایها تقسیم میشوند.
نهانزاد
(نِ) (اِ.) گیاههایی که دارای ریشه و ساقه و برگ میباشند و گل ندارند.
نهانی
(نِ) (ص نسب.) پنهانی، سری.
نهایت
(نِ یَ) [ ع. نهایه ] (اِ.) پایان، انتها.
نهایی
(نَ) (ص نسب.) پایان، آخر.
نهب
(نَ) [ ع. ] (اِ.) غارت، تاراج. ج. نهاب.
نهبوغ
(نُ) [ ع. ] (اِ.) نوعی کشتی دراز تندرو.
نهج
(نَ) [ ع. ] (اِ.) راه، روش، طریقه.
نهد
(نَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- هرچیز برآمده و مرتفع.
۲- پستان.