لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
نگاشته
(~.) (ص مف.)۱ - نوشته شده.
۲- نقش و نگار شده.
نگاه
(نِ) [ په. ] (اِ.) نظر، دید.
نگاه داری
(~.) (حامص.)
۱- محافظت، حراست.
۲- مواظبت، توجه دقیق.
نگاه داشتن
(~. تَ) (مص م.)
۱- نگه داری کردن.
۲- متوقف ساختن.
نگاهبان
(~.) (اِ.) پاسبان، مراقب.
نگاهبانی
(~.) (حامص.) محافظت، مراقبت.
نگد
(نَ گَ) (ص.) (عا.) شخص سرد و نچسب و گرانجان، کسی که در برخورد با مردم آنها را از خود میرنجاند.
نگر
(نِ گَ) (شب جم.)
۱- بدان، آگاه باش، هوشیار باش.
۲- نگاه کن.
نگر
(نَ گَ) (ص.) (عا.) شخص سرد و نچسب، کسی که خوش محضر نباشد.
نگران
(نِ گَ) (ص فا.)
۱- منتظر، چشم به راه.
۲- اندیشناک، مضطرب.
نگرانی
(~.)(حامص.)۱ - چشم داشت، انتظار.
۲- تشویش، دلواپسی.
نگرش
(نِ گَ رِ) (اِمص.) نگریستن، بینش، نظر.
نگریستن
(نِ گَ تَ) (مص م.) دیدن، نگاه کردن.
نگندن
(نَ یا نِ گَ دَ) (مص م.)
۱- آجیده کردن جامه، بخیه کردن سوزنی.
۲- دفن کردن، در چال گذاشتن مرده.
نگنده
(نَ یا نِ گَ دَ یا دِ) (اِمف.)
۱- آجیده شده (جامه)، بخیه کردن (سوزنی).
۲- آن چه در زمین و غیره پنهان کنند، دفینه.
۳- دفن شده، حال شده.
نگه
(نِ گَ) (اِ.) مخفف نگاه.
نگهبان
(نِ گَ) (اِ.) نک. نگاهبان.
نگهبانی
(~.) (حامص.) نک. نگاهبانی.
نگوس
(نِ) (اِ.) لقب پادشاه حبشه، نجاشی.
نگوسار
(نِ) (ص.) نک. نگونسار.