لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
نگون
(نِ) (ص.) خم شده، واژگون.
نگون بخت
(نِ بَ) (ص مر.) بدبخت، سیاه بخت.
نگون طشت
(~. طَ) (ص مر.) (کن.) آسمان.
نگونسار
(نِ) (ص مر.) سرازیر، آویخته شده.
نگژده
(نِ گَ دِ) (اِ.) کوزه، ظرف آبخوری سفالی.
نگین
(نِ) (اِ.)
۱- سنگ قیمتی که روی انگشتر نصب کنند.
۲- مُهر پادشاهان.
نی
(نَ) (حر.) نه، نا.
نی
(نِ یا نَ) (اِ.)
۱- گیاهی است آبی با شاخههای بلند و تو خالی که در زمینهای باتلاقی و مرطوب میروید.
نی
(نِ) (اِ.) سازی بادی از ساقه نی با چوب باریک و پنج سوراخ.
نی انبان
(نِ یا نَ. اَ) (اِمر.) نوعی نی (نای) که آلتی دمیدنی همراه دارد، شبیه انبان.
نی بست
(نِ یا نَ بَ) (اِمر.) محوطهای که با نی محصور کنند.
نی دوده
(نِ یا نَ دِ) (اِمر.) آلتی است برای کشیدن شیره تریاک که مانند وافور دارای حقه گلی است و چوبی دارد و شیره را با چراغ به وسیله آن میکشند.
نی شکر
(نَ شَ یا نِ ش کَ) [ په. ] (اِمر.) نوعی از نی با ساقههای بلند که برگهای دراز و گلهای سرخ کم رنگ دارد. در داخل آن شیرهای وجود دارد که از آن شکر به دست میآورند.
نی قلیان
(نِ قَ)
۱- (اِمر.) نی ای که از آن قلیان سازند.
۲- (ص مر.) (عا.) شخص لاغر اندام.
نی لبک
(نِ لَ بَ) (اِمر.) نی کوچک که با لب نواخته میشود.
نی نی
(اِ.) (عا.)
۱- مردمک چشم.
۲- (عا.) عروسک به زبان کودکان
۴- بچه کوچولو.
نی پیچ
(نِ یا نَ) (اِمر.) لوله ساخته از مفتول یا غیره که بر او آن پوست یا پارچه گرفته، یک سر آن به قلیان متصل است و سر دیگر به دهان (به هنگام کشیدن قلیان).
نیا
(اِ.) جد، پدر بزرگ.
نیابت
(نِ بَ) [ ع. نیابه ] (اِمص.) خلافت، جانشینی.
نیابت داشتن
(~. تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) نایب بودن، جانشین بودن.