لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
هول شدن
(~. شُ دَ) (مص ل.) (عا.)دستپاچه شدن.
هولناک
(~.) [ ع - فا. ] (ص مر.) ترسناک، خوف انگیز.
هولی
(هَ) (اِ.) کره اسبی که هنوز زین بر پشت آن نگذاشته باشند.
هوم
(اِ.) نام درختی شبیه به درخت گز.
هومیوپاتی
(هُ یُ) [ انگ. ] (اِ.) = هومئوپاتی: نظامی درمانی مبتنی بر اصل «همانند، همانند را شفا میدهد»، همسان درمانی. (فره).
هون
(هَ) [ ع. ] (اِ.) خواری، رسوایی.
هون
(~.) (اِ.) زمین کلوخ وار شیار کرده.
هوو
(هَ) (اِ.) وسنی، دو زن که یک شوهر داشته باشند.
هوچی
(هُ) (ص.) حَرّاف، کسی که با پُرحرفی و جار و جنجال حَقی را باطل میگرداند.
هوی
(هَ وا) [ ع. ] (اِ.)
۱- میل، خواهش.
۲- عشق. ج. اهواء.
هویت
(هُ و یَّ) [ ع. هویه ] (اِ.) شخصیت، ذات، حقیقت چیز.
هویج
(هَ) (اِ.) گیاه علفی دوساله از تیره چتریان، با ریشه راست، ساقه بی کرک یا پوشیده از تار. برگهای متناوب و گلهای کوچک سفید و مجتمع به صورت چتر. ریشه این گیاه نارنجی یا زرد است و مصرف غذایی و ...
هوید
(هَ وِ یا هُ وَ) (اِ.)
۱- نمدی که گرداگرد کوهان شتر میگذارند.
۲- پالان، زین.
هویدا
(هُ وَ) (ص.)
۱- آشکار، پیدا.
۲- روشن.
هپاتیت
(هِ) [ فر. ] (اِ.) بیماری التهابی ای که بر اثر عواملی مانند ویروسها، سموم، داروها و غیره به وجود میآید.
هپارلو
(هُ لُ) (اِمر.) (عا.) بلندگو.
هپاک
(هَ یا هُ) (اِ.) فرق سر، تارک سر.
هپرو
(هَ پَ) (اِمص.) (عا.) ربودن چیزی را از دست کسی، قاپیدن.
هپرو شدن
(هَ پَ. شُ دَ)(مص ل.)(عا.)
۱- به غارت رفتن.
۲- ربوده شدن.
هپروت
(هَ پَ) (اِ.) (عا.) عالم وهم و خیال.