لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
هودر
(دَ) (ص.) هر چیز زشت و زبون.
هوده
(د) (اِ.)
۱- درست، حق.
۲- سود، فایده.
هور
۱ - (اِ.) آفتاب، خورشید.
۲- ستاره، بخت، طالع.
هورخش
(رَ) (اِ.) آفتاب، خورشید.
هورشید
(اِ.) خورشید.
هورقلیا
(قَ) [ عبر. ] (اِ.) درخشش بخار، تشعشع بخار.
هورمزد
(مُ) (اِ.) هُرمز.
هورمون
(هُ مُ) [ فر. ] (اِ.) قسمتی از ترشحات داخلی که به وسیله غدد مترشحه داخلی ترشح میشود و اثر تحریکی و حیاتی روی سایر اعضای بدن دارد.
هوز
(اِ.) آواز تند و تیز مانند صدایی که از طاس برنجی و امثال آن برخیزد، آواز (بانگ).
هوز
(هَ وَّ) [ ع. ] (اِ.) دومین کلمه ساخته شده از حروف ابجد مرکب از: ه - و - ز.
هوس
(هَ وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- میل، آرزو.
۲- شهوت، خواهش نفس.
هوس باز
(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) شهوت پرست.
هوش
(اِ)
۱- زیرکی، آگاهی.
۲- عقل، فهم.
۳- جان، روان.
هوش
[ په. ] (اِ.) مرگ، موت.
هوشمند
(مَ) (ص مر.)
۱- باهوش.
۲- عاقل، بخرد.
هوشیار
[ په. ] (ص.) باهوش، خردمند.
هوشیاری
(~.) (حامص.)
۱- دارای هوش.
۲- عاقلی.
۳- آگاهی، بیدار.
۴- زیرکی.
هول
(هُ) (ق.) دست پاچه.
هول
(~.) [ ع. ] (اِ.) هراس، ترس، بیم.
هول
دادن (~. دَ) (اِ.) (عا.) کسی را ناگهان به جلو پرت کردن.