لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
واگذاشتن
(گُ تَ) (مص م.) نک. واگذاردن.
واگرا
(گ) (اِفا.) دور شونده. مق همگرا.
واگردان
(گَ) (اِمص.) زیر و رو کردن، دوباره گرداندن.
واگرفتن
(گ ر تَ) (مص م.)
۱- پس گرفتن، دوباره گرفتن.
۲- منع کردن.
واگشت
(~.) (مص مر. اِمص.) بازگشت، مراجعت.
واگشت
(گَ) (اِ.) پناه، پناهگاه.
واگفت
(گُ) (مص مر. اِمص.)
۱- واگفتن.
۲- دشنام، فحش.
واگفتن
(گُ تَ) (مص م.) بازگو کردن، دوباره گفتن.
واگن
(گُ) [ فر. ] (اِ.) هر یک از اطاقهای قطار.
واگوی
(اِمص.)
۱- بازگفت سخن نشنیده.
۲- بازتاب صوت در داخل گنبد، حمام یا در کوه.
۳- تکرار بیت یا مصراعی که توسط دستهای خوانده میشود، توسط دسته دیگر.
واگویه
(یِ) (اِمص.) سخن شنیده را باز گفتن.
واگیر
(حامص)۱ - سرایت.
۲- (دسته عزاداری) تکرار جمع مصراع یابیت ترجیع را.
۳- ورزشی اس ت پهلوانان را در گود زورخانه که یک به یک دست بر دیوار نهند و به جانب همان دست بر سینه زور کنند تا سینه برآمده پهن ...
واگیردار
(ص فا.) مرضی که از بیمار به دیگران سرایت کند، ساری.
وای
[ په. ] (اِ.)
۱- افسوس.
۲- فریاد، ناله.
وایا
(ص.) بایا؛ بایسته، ضروری.
وایت برد
(بُ) [ انگ. ] (اِمر.) اسبابی به صورت صفحهای سفید(از جنس پلاستیک، پشم شیشه و مانند آن) که میتوان روی آن با ماژیک مخصوص آن مطلبی را نوشت که به راحتی قابل پاک کردن میباشد.
وایست
(یِ) (ص.) بایست ؛ ضرورت، لزوم.
وایه
(یِ) (اِ.)
۱- بهره.
۲- حاجت، مراد.
وبا
(وَ) [ ع. وباء ] (اِ.) نوعی بیماری عفونی و همه گیر و مسری.
وبال
(وَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - سختی، عذاب.
۲- بَدی سرانجام.