لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پایندگی
(یَ دِ) (حامص.) همیشگی، ابدیت.
پایه
(یِ) [ په. ] (اِ.)
۱- شالوده، اساس.
۲- رتبه، درجه.
۳- ستون چهارگوش و بلند.
۴- میله یا ستونی که چیزی روی آن قرار گیرد.
۵- جنسیت گیاه (یک پایه یا دو پایه).
پایه دار
(~.)(ص فا.)۱ - بلندمرتبه، صاحب - منصب.
پایور
(وَ) (اِمر.) مقام دار، صاحب منصب.
پایوند
(وَ) (اِمر.)
۱- پابند.
۲- پیک پیادهای که در هر منزل میماند تا پیک خسته نامه به او بدهد و بدین طریق نامه زودتر به مقصد میرسید.
۳- افسر، به ویژه افسر شهربانی.
پایچه
(چِ) (اِمصغ.) نک پاچه.
پایژه
(ژِ) (اِمصغ) نک پایزه.
پایکار
(اِمر.) نک پاکار.
پایگاه
(اِمر.)
۱- جا، مکان.
۲- مقام، مرتبه.
۳- حد، درجه.
۴- شایستگی.
پاییدن
(دَ) (مص م.)
۱- نگاهبانی کردن.
۲- مراقبت کردن.
۳- دوام داشتن.
۴- منتظر بودن، چشم داشتن.
۵- توقف کردن.
پاییز
[ په. ] (اِ.) یکی از فصول چهارگانه سال و آن فصل سوم سال است که از اول مهر تا سی آذر میباشد.
پاییزه
(زِ) (ص نسب.)= پاییزی: کشت پاییزه.
پایین
(ص نسب. ق.)
۱- زیر.
۲- دامنه.
پایین آمدن
(مَ دَ) (مص ل.)
۱- به زیر آمدن.
۲- فروریختن سقف.
۳- ارزان شدن، کاهش قیمت.
پت
(پَ) ( اِ.) = بت: لعابی از کتیرا و نشاسته و مانند آن، آهار، آش جامد.
پت
(~.) (اِ.)
۱- پشم نرمی که از بن موی بز روید و آن را به شانه برآورند و از آن شال بافند؛ بز پشم، بزوشم، کرک، کلک.
۲- کرکهای ریز درهم تافته سطح بشره بعضی گیاهان، کرکها و الیاف نرم سطح ...
پت و پهن
(پَ تُ پَ) (ص.)
۱- پهن، عریض.
۲- دارای اندام بزرگ و نامناسب.
پت پت
(پِ. پِ) (اِصت.) صدای فتیله چراغ چون روغنش تمام شود یا در آن آب باشد.
پت پت کردن
(~. کَ دَ) (مص ل.)
۱- صدا کردن فتیله چراغ و شمع و مانند آن.
۲- اصطلاحی است که میکانیسینها و عوام برای صدای موتور اتومبیلها به هنگام خرابی آن استعمال کنند.
پتاره
(پَ رِ) (اِ.) قلم موی درشت که با آن آهار به پارچه میزنند.