لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پایانه
(نِ) ( اِ.) نک ترمینال.
پایاپای
(اِمر.) داد و ستدِ جنسی، معاملهای که در آن پول رد و بدل نشود.
پایتابه
(اِمر.)
۱- پاتابه.
۲- جوراب.
پایتخت
(تَ) (اِمر.) شهری که محل مقر حکومت باشد.
پایدار
(ص فا.) استوار، پابرجا، ثابت.
پایداری
(حامص.) ایستادگی، پافشاری.
پایدام
(اِمر.) نک پادام.
پایدان
(اِمر.) کفش.
پایزن
(ص مر.)
۱- اسیر.
۲- خدمتکار.
پایزه
(یِ زِ) (اِمصغ.)
۱- پاچه.
۲- ریسمان خیمه که آن را بر روی زمین به میخ یا چیز دیگر ببندند.
۳- چیزی که عنان اسب را بدان بندند.
پایستن
(یِ تَ) (مص ل.)
۱- پایدار ماندن.
۲- صبر و تأمل کردن.
پایسته
(یِ تِ) (ص مف.) پاینده، دایم، باقی.
پایمال
(ص مف.)
۱- لگدکوب شده.
۲- از بین رفته.
۳- زبون، پست.
پایمال شدن
(شُ دَ) (مص ل.) ۱ لگدکوب شدن.
۲- هدر رفتن، باطل گردیدن.
پایمال کردن
(کَ دَ) (مص م.) زیر پا کردن، از بین بردن.
پایمرد
(مَ) (اِمر.)
۱- شفیع، میانجی.
۲- یاری دهنده.
۳- پیشکار، خدمتگذار.
پایمردی
(~.) (حامص.)
۱- میانجیگری.
۲- کمک، دستیاری.
پایندان
(یَ) (اِ.)
۱- کفیل، ضامن.
۲- کفش کن، درگاه.
۳- میانجی کننده.
پایندانی
(~.) (حامص.) میانجیگری، ضمانت.
پاینده
(یَ دِ) (ص فا.) پایدار، جاوید.