لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
افاضه
(اِ ض ِ) [ ع. افاضه ] (مص م.)
۱- پر کردن ظرف تا لبریز شود.
۲- وارد شدن در سخن و حدیث.
۳- فیض رساندن، بهره.
افاعیل
( اَ ) [ ع. ] جِ افعال ؛ جج فعل ؛ فعلها، کنشها، کردارها.
افاقت
(اِ قَ) [ ع. افاقه ] نک افاقه.
افاقه
(اِ قِ) [ ع. افاقه ]
۱- (مص ل.) بهبود یافتن.
۲- به هوش آمدن.
۳- (اِمص.) بهبود.
۴- گشایش.
افام
( اِ ) (اِ.) وام، دین.
افام
( اَ ) (اِ.) رنگ.
افانین
(اَ نِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شاخه درخت.
۲- انواع سخن.
افاک
(اَ فّ) [ ع. ] (ص.) آن که دروغ بسیار گوید.
افت
( اُ ) (ری. اِمص.)
۱- افتادن.
۲- کمی، نقصان.
افت و خیز
(اُ تُ) (اِمر.) افتادن و برخاستن، به آهستگی رفتن و شتافتن.
افتا
(اُ) [ ع. ] (مص ل.) فتوا دادن، حکم صادر کردن.
افتادن
(اُ دَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- سقوط کردن.
۲- از پا درآمدن.
۳- روی دادن، واقع شدن.
۴- نصیب شدن، بدست آوردن. ؛~ با کسی سر و کار داشتن با کسی.
افتاده
(اُ دِ) (ص مف.)
۱- زمین خورده.
۲- از پا درآمده.
۳- فروتن، متواضع.
۴- مصروع، کسی که دچار صرع شده باشد.
۵- اطلاق شده.
افتادگی
( اُ ) (حامص.)
۱- فروتنی، تواضع.
۲- خواری، ذلت.
افتان
( اُ ) (ص فا.) در حال افتادن. ؛~ و خیزان راه رفتن آهسته و به حالت افتادن و برخاستن راه رفتن.
افتتاح
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- گشودن، باز کردن.
۲- آغاز کردن.
افتتان
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- در فتنه افتادن.
۲- مفتون شدن.
افتخار
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) فخر کردن.
۲- (اِمص.) نازش. ج. افتخارات.
افتراء
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) تهمت زدن، بهتان.
افتراس
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- شکار کردن.
۲- با نشانه چیزی را دریافتن.