لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پیشاوند
(وَ) (اِمر.) کلمهای که در اول کلمات دیگر درآید معنی آن را تغییر دهد مانند: بر، بی، فرا.
پیشاپیش
(ق مر.) پیشتر از همه، جلوتر از همه.
پیشباز
(اِ.) استقبال، پیشواز.
پیشداد
(اِ.) هر یک از پادشاهان سلسله پیشدادی.
پیشداد
(ص مر.) نخستین قانونگزار؛ هوشنگ پیشداد به موجب داستانهای قدیم ایران، اولین کسی بود که قانون را وضع کرد.
پیشدست
(دَ) (اِمص.) معاون، پیشکار.
پیشدستی
(~.) (اِمر.) ظرفی کوچک تر از بشقاب غذاخوری که هنگام غذا یا خوردن میوه کنار دست مهمان میگذارند.
پیشدستی
(~.) (حامص.) در کاری بر کسی پیشی گرفتن.
پیشرفت
(رَ) (مص مر.)
۱- پیش رفتن، جلوتر رفتن.
۲- ترقی، رشد.
پیشرفته
(رَ تِ) (ص مف.)
۱- پیشین، مقدم.
۲- عالی، رشد کرده.
پیشروی
(رَ) (حامص.)
۱- پیشرفت.
۲- رشد.
۳- پیشوایی.
پیشن
(شَ) (اِ.) = پیشند: لیف خرما که از آن رسن تابند.
پیشه
(ش ِ) (اِ.)
۱- کار، حرفه.
۲- عادت، خوی.
پیشه ور
(~. وَ) (ص مر.) دارای پیشه، کسی که دارای کار و هنری است.
پیشه گانی
(~.) (اِمص.) پیشه وری، پیشه گری.
پیشه گرفتن
(~. گِ رِ تَ)(مص م.) کاری را به عنوان پیشه قرار دادن.
پیشوا
(ص مر.) رهبر، سردار.
پیشواز
(اِمر.) = پیشباز: استقبال.
پیشواز آمدن
(مَ دَ) استقبال کردن.
پیشوند
(وَ) (اِمر.) نک پیشاوند.