لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
چاپ خانه
(نِ) [ هند - فا. ] (اِمر.) محل چاپ کردن، جای چاپ کردن، مطبعه.
چاپ چی
[ هند - تر. ] (ص مر.)
۱- چاپ کننده.
۲- کارگر چاپ خانه.
چاپار
[ تُر. ] (اِ.) پیک، نامه بر.
چاپارخانه
(نِ) [ تر - فا. ] (اِ.) پستخانه.
چاپلوس
(ص.) تملق گو، چرب زبان.
چاپنده
(پَ دِ) (ص فا.) آن که مال مردم را به یغما میبرد، غارت کننده.
چاپگر
(اِمر.) دستگاه الکترونیکی برای چاپ دادههای کامپیوتری، پرینتر. ؛ ~ جوهرافشان چاپگری که با پرتاب ذرات جوهر بر کاغذ نقش ایجاد کند. ؛ ~ سوزنی چاپگری که در آن حرف یا نماد ماتریسی از نقاط است و ...
چاپیدن
(دَ) [ تُر - فا. ] (مص م.) غارت کردن، تاراج کردن.
چاچ
(اِ.) نام شهری در ماورالنهر که کمان و تیر آن معروف بود.
چاچله
(چَ لِ) (اِ.) کفش، پاپوش.
چاچول
(اِ.) حقه، نیرنگ.
چاچولباز
(ص فا.) حقه باز، حیله گر.
چاک
(اِ.)
۱- شکاف.
۲- پاره.
۳- سفیده صبح.
۴- دریچه. ؛ به ~ زدن گریختن، فرار کردن.
چاک
(اِ.) = چک. جک: قباله باغ و خانه و مانند آن.
چاک دادن
(دَ) (مص م.) شکافتن، دریدن، پاره کردن.
چاکاچاک
(اِصت.) نک چکاچک.
چاکاچاک
(ص مر.) دارای شکاف بسیار، پرشکاف، پاره پاره.
چاکر
(کِ) (اِ.) نوکر، بنده، خدمتگزار.
چاکسو
(اِ.) دانهای ریز و سیاه به اندازه دانه بِه که در طبِ قدیم برای مداوای چشم به کار میرفتهاست.
چاکوچ
(اِ.) = چکوچ:
۱- پتک آهنگران و مسگران، مطراق.
۲- چکش.