لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ام الخبائث
(اُ مُّ لْ خَ ئِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مایه پلیدیها.
۲- مجازاً شراب.
ام الفساد
(~. فِ یا فَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) مایه و سبب تباهی و فساد.
۲- (ص.) فتنه انگیز.
ام القری
(~. قُ را) [ ع. ] (اِ.)
۱- مهم ترین و ارزش مندترین سرزمین.
۲- مجازاً مکه.
ام المومنین
(~. مُ مِ) [ ع. ] (اِ.) لقب هر یک از زنان پیغمبر اسلام.
ام الکتاب
(~. کِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- قرآن.
۲- سوره فاتحه.
ام. آر. آی
(اِ) [ انگ. ]M.R.I (اِ.) نوعی تصویر - برداری برای تشخیص بیماری از طریق به ره گیری از تشکیل مغناطیسی هسته و بررسی اثر آن به یاری کامپیوتر، نمایش تشدید مغناطیسی.
ام. اس
(اِ اِ) [ انگ. ]M.S (اِ.) بیماری عصبی پیش روندهای که به تدریج باعث ضعف، اختلالهای حسی و حرکتی، و اختلال در بینایی و گفتار میشود.
ام. دبلیو
(اِ دَ بِ) [ انگ. ]M.W (اِ.) موج متوسط (رادیو).
اما
(اَ مّ) [ ع. ] (ق.) تفصیل و تأکید را رساند، ولی، ولیک، ولیکن. ؛~ تو کار آوردن بهانه آوردن، ایراد گرفتن.
اماتت
(اِ تَ) [ ع. اماته. ] (مص م.) کشتن، بی جان کردن.
اماثل
(اَ ثِ) [ ع. ] (ص.) جِ امثل.
۱- فضلا، هنرمندان.
۲- مانندها.
امارات
( اِ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اماره (امارت).
۱- ولایتها.
۲- فرمانفرماییها، سرداریها.
امارات
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اماره.
امارت
(اِ رَ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) فرمانروایی.
۲- (اِ.) ناحیهای که زیر فرمان امیری باشد.
اماره
(اَ مّ رِ) [ ع. اماره ] (ص.)
۱- بسیار امر کننده، گمراه کننده.
۲- خواهشهای شیطانی.
اماره
(اِ رِ) [ ع. ] (اِ.) نشان، نشانه، علامت، ج. امارات.
اماله
(اِ لِ) [ ع. اماله ] (مص م.)
۱- مایل کردن، خم دادن.
۲- تنقیه کردن.
۳- تبدیل حرف «آ» (الف) به «ی». مانند: رکاب = رکیب.
امام
( اَ ) [ ع. ] (ق.) پیش، جلو.
امام
( اِ ) [ ع. ] (ص. اِ.)
۱- پیشوا، پیشرو.
۲- پیش نماز.
۳- پیر، شیخ.
امام زاده
(اِ. دِ) [ ع - فا. ] (ص مر.) فرزند یا نواده یکی از امامان دوازدگانه.