لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
الکتریکی
(اِ لِ) [ فر - فا. ] (ص نسب.) منسوب به الکتریک، مربوط به الکتریسته.
۱- برقی.
۲- مغازه و دکان فروش و تعمیر لوازم برقی.
الکل
(اَ کُ) [ فر. ع. الکحل ] (اِ.)
۱- جسمی است آلی، فرّار و دارای مزه تند که در پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد.
۲- مشروب سکرآور مانند: شراب، ویسکی و عرق.
الکن
(اَ کَ) [ ع. ] (ص.) کسی که دچار لکنت زبان است.
الکی
(اَ لَ) (عا.)
۱- (ص.) بیخود، بیهوده، بی جهت.
۲- (ق.) دروغکی.
الگو
( اُ ) (اِ.) نمونه، طرح.
الگوریتم
(اَ گُ) [ فر. ] (اِ.) فرایندهای متناهی برای حل نوعی از مسائل، خصوصاً روشی که در آن به طور متوالی یک فرایند پایه برای حل مسئله تکرار شود.
الی
(اِ لا) [ ع. ] (حر اض.)
۱- به سوی.
۲- تا.
الی الحال
(اِ لَ) [ ع. ] (ق.) تاکنون، تا این دم.
الیاف
(اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ لیف ؛ تارها و رشتههایی که از گیاهان به دست میآید.
الیجه
(اَ جِ) (اِ.) نوعی پارچه راه راه پشمی یا ابریشمی که با دست بافند؛ الاجه.
الیز
( اَ ) (اِ.)
۱- جفتک زدن چهارپا.
۲- جفتک.
الیزیدن
(اَ دَ) (مص ل.) نک آلیزیدن.
الیف
( اَ ) [ ع. ] (ص.)
۱- خوی گرفته، معتاد.
۲- همدم، دوست.
الیق
(اَ یَ) [ ع. ] (ص تف.) درخورتر، سزاوارتر.
الیم
( اَ ) [ ع. ] (ص.) دردناک.
الین
(اَ یَ) [ ع. ] (ص تف.) نرم تر، نرمخوتر.
الیناسیون
(اِ یُ) [ از فر. ] (اِمص.) از خود بیگانگی.
الینه
(اِ نِ) [ از فر. ] (ص.) از خود بیگانه.
الیه
(اَ لْ یَ)
۱- دنبه.
۲- سرین.
ام
(اُ مّ) [ ع. ] (اِ.) مادر.