لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
امراض
(اَ) (اِ.) جِ مَرَض ؛ بیماریها.
امرد
(اَ رَ) [ ع. ] (ص.)
۱- بی ریش، پسر.۲ - پسر بدکار، مفعول.
امرداد
(اَ مُ یا مِ)
۱- (اِ.)مرداد.
۲- (ص.) بی - مرگی، نام یکی از هفت امشاسپندان، نماد جاویدانی اهورامزدا. نام هفتمین روز از هر ماه شمسی و نیز نام ماه پنجم از هر سال خورشیدی.
امرود
( اَ ) (اِ.) = امروت: گلابی.
امروز
( اِ ) (ق مر.) روزی که در آن هستیم، همین روز، این روز. ؛~ و فردا کردن تعلل کردن، به دفع الوقت گذراندن.
امروزه
(اِ زِ) (ق مر.) این زمان، این عهد، همین عصر.
امزجه
(اَ زِ جِ) [ ع. امزجه ] (اِ.)جِ مزاج ؛ طبیعتها، سرشتها.
امس
(اَ) [ ع. ] (ق.) دیروز.
امساء
(اِ) [ ع. ] (مص ل.) شبانگاه کردن، در شبانگاه شدن.
امسال
( اِ ) (ق مر.) سالی که در آن هستیم، همین سال.
امساک
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) نگاه داشتن.
۲- نخوردن غذا.
۳- (اِمص.) خودداری.
۴- بخل، خست.
امشاسپند
(اَ مِ پَ) (اِ.) = امشاسفند: هر یک از هفت فرشته آیین زردشتی: بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسپندارمذ، خرداد، امرداد که در رأس آنها اهورمزدا قرار دارد.
امشب
(اِ شَ) (ق مر.) شبی که در آن هستیم.
امشی
(اِ) [ انگ. ] (اِ.) محلول حشره کش.
امصار
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ مصر؛ شهرها.
امضاء
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) گذرانیدن.
۲- جایز ش مردن.
۳- (اِ.) نام خود را در زیر نوشتهای نوشتن ؛ دستینه.
امطار
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ مطر؛ بارانها.
امطار
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) باران آمدن.
۲- (مص م.) بارانیدن.
امعاء
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ معی ؛ رودهها.
امعان
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) دقت کردن.
۲- غور کردن.
۳- (اِمص.) دوراندیشی، دقت.