لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ناسفته
(سُ تِ) (ص مف.)
۱- سوراخ نشده.
۲- دست نخورده.
ناسوت
(اِ.) طبیعت، عالم مادی.
ناسور
(اِ.) زخمی که آب کشیده و عفونی شده باشد.
ناسپاس
(س) (ص.) ناشکر، حق ناشناس.
ناسک
(س) [ ع. ] (اِفا.) پرهیزکار، پارسا. ج. نساک.
ناسگالیده
(س دِ) (ص.) نااندیشیده، بی تأمل.
ناسیونال
[ فر. ] (ص.) ملی، قومی.
ناسیونالیست
[ فر. ] (ص.) ملیت خواه، کسی که طرفدار ملیت خود میباشد.
ناسیونالیسم
[ فر. ] (اِ.) تعصب ملی، احساسات ملی.
ناشایست
(یِ) [ په. ] (ص.) نالایق، ناسزاوار.
ناشتا
(ص.) گرسنه، کسی که از صبح غذا نخورده باشد، صبحانه نخورده.
ناشتایی
(ص نسب.) غذایی که پس از مدتی گرسنگی خورده شود، صبحانه.
ناشر
(ش) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نشرکننده، منتشر کننده.
۲- شخص یا مؤسسهای که کتب و نشریات را چاپ و منتشر کند.
ناشنا
(ش ِ) (ص.)
۱- ناآشنا، بیگانه.
۲- بی خبر، بی اطلاع.
ناشناخته
(ش تِ)(ص مف.) نامعلوم، مجهول.
ناشناس
(ش) (ص.) غریب، بیگانه.
ناشنوا
(ش نَ) (ص فا.) کر، کسی که شنوایی ندارد.
ناشو
(شَ) (ص.) نشدنی، محال، غیرممکن.
ناشور
(اِ.) پارچه نخی چرکتاب مانند متقال.
ناشکر
(شُ) [ فا - ع. ] (ص.) کسی که ناخشنود است یا به وضعی اعتراض ناروا دارد.