لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
نیش زدن
(زَ دَ) (مص ل.)
۱- گزیدن.
۲- کنایه از: زخم زبان زدن، طعنه زدن.
نیش غولی
(ص نسب.)
۱- منسبوب به نیش (ناب) غول.
۲- خرافی، خرافاتی. ؛ایراد ~ایراد نامربوط، اعتراض بیهوده.
نیشتر
(تَ) (اِ.) آلت نوک تیزی که با آن رگ میزدند.
نیشخند
(خَ) (اِمر.) زهرخند؛ خندهای که از روی خشم و عصبانیت کنند.
نیشو
(اِ.) نک. نیشتر.
نیشگون
(اِ.) (عا.) گرفتن و فشار دادن پوست و گوشت بدن با دو انگشت شست و اشاره.
نیفه
(فِ) (اِ.)
۱- بندازار و شلوار.
۲- پوستین و پوست حیوان مرده.
نیل
(نَ یا نِ) [ ع. ] (مص ل.) رسیدن به مطلوب.
نیل
(اِ.)
۱- مادهای است آبی رنگ که از برگ انواع درختچه نیل به دست میآید.
۲- درختچهای است از تیره پروانه واران، دارای برگهای مرکب و گلهای قرمز یا صورتی، بیشتر به منظوراستفاده ماده آبی رنگ از برگ آنها کشت میشود.
نیل فام
(ص مر.) به رنگ نیل، لاجوردی.
نیل پر
(لُ پَ) (اِ.) نک. نیلوفر.
نیله
(لِ) (اِ.)
۱- نیل.
۲- (ص.) کبود.
نیلوفر
(فَ) (اِ.) گیاهی است که مانند پیچک به اشیاء اطراف خود میپیچد و بالا میرود، گلهایش شیپوری و کبود رنگ میباشد.
نیلک
(لَ)(اِمصغ.)۱ - کبودی اندک در پوست بدن.
۲- نشگون.
نیلگون
(نِ) (ص مر.) لاجوردی.
نیلی
(ص نسب.) به رنگ نیل، کبود رنگ.
نیم
[ په. ] (اِ.) نصف، یک دوُم از چیزی.
نیم آستین
(اِمر.) نوعی قبا که آستینهای آن تا آرنج میرسد و آن را از پارچههای زری میسازند و روی لباسهای دیگر پوشند.
نیم بسمل
(بِ مِ) (ص مر.) نیم کشته، حیوانی که هنو ز جان داشته باشد.
نیم بند
(بَ) (ص مر.)
۱- نه کاملاً مایع و نه کاملاً جامد.
۲- ناقص.