لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
هزارخانه
(~. نِ) (اِمر.) نک. هزارتو.
هزاردستان
(~. دَ) (اِمر.) بلبل.
هزارلا
(~.) (اِمر.) نک. هزارتو.
هزاره
(هِ رِ) (ص نسب.) هزارمین سال.
هزاره
(هِ رِ یا رَ) (اِ.) = ازاره:
۱- قسمتی از دیوار که مابین زمین اطاق و طاقچه واقع شده.
۲- فوارهای که مانند ابریق است.
هزارپا
(~.) (اِ.) جانوری از شاخه بند پایان، دارای بدنی دراز با پاهای متعدد.
هزارگان
(~.) (اِ.) نوعی تنبیه و شکنجه، هزار تازیانه.
هزاری
(هَ) (ق. کثرت) (عا.)
۱- هزار بار.
۲- مکرر، به دفعات بسیار.
هزال
(هُ) [ ع. ] (اِ.) لاغری.
هزال
(هَ زّ) [ ع. ] (ص.) بسیار شوخی کننده.
هزاهز
(هَ هِ) [ ع. ] (اِ.) ج. هزهزه. جنگها، فتنهها.
هزاک
(هَ یا هُ) (ص.) نادان، ابله.
هزبر
(هِ زَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شیر درنده.
۲- پهلوان، دلیر. ؛ ~ِ و غا دلیر میدان جنگ.
هزبرانه
(هِ زَ نِ یا نَ) [ ع - فا. ] (ق.)
۱- مانند شیران.
۲- مانند پهلوانان و دلیران.
هزت
(هِ زَّ) [ ع. هزه ] (اِ.)
۱- جنبش، حرکت.
۲- شادمانی، نشاط.
هزج
(هَ زَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آواز، سرود.
۲- بحری از عروض بر وزن چهار بار مفاعیلن.
هزد
(هَ زَ) (اِ.) بیدستر، سگ آبی.
هزل
(هَ) [ ع. ] (اِ.) مسخرگی، مزاح، شوخی.
هزلیات
(هَ یّ) [ ع. ] (اِ.) جِ هزلیه ؛ لطیفهها، خوش طبعیها.
هزم
(هَ) [ ع. ] (مص م.) شکست دادن و پراکنده کردن دشمن.