لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
وچرگر
(~. گَ) (ص شغل.) مفتی، حاکم شرع.
وژن
(وَ ژَ) (اِ.)
۱- کثافت، نجاست.
۲- جسم بودن.
وژول
(وُ) (اِ.)
۱- بجول ؛ استخوان پاشنه پا.
۲- شور و غوغا.
وژولیدن
(وُ دَ) (مص ل.)
۱- تحریک کردن.
۲- گزاردن کارها.
وک
(وَ) (اِ.) قورباغه.
وکاء
(وِ) [ ع. ] (مص م.) بار را با دو دست برداشتن و بلند کردن.
وکالت
(وَ لَ) [ ع. وکاله ] (اِمص.) وکیلی، وکیل کردن.
وکر
(وَ) [ ع. ] (اِ.) آشیانه پرنده. ج. اَوْکار.
وکلا
(وُ کَ) [ ع. ] جِ وکیل.
وکن
(وَ) [ ع. ] (اِ.) آشیانه مرغ. ج. اوکُن، وُکْن.
وکیل
(وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مباشر، کارگزار.
۲- کسی که شخص انجام کارهای خود را به او واگذار میکند.
۳- نماینده مجلس که از طرف مردم انتخاب شود. ج. وکلاء.
وکیل در
(~ دَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) کسی که واسطه میان امرا و سلاطین بوده و تقاضای مردم را به آنان میرسانیده.
وکیوم
(وَ یُ) [ انگ. ] (ص.) بی هوا، خلاء.
وی
(وَ یا وِ) ضمیر منفصل سوم شخص مفرد: اوی، او.
وی
(وَ) (اِ.) مقدار، اندازه.
وی ستود
(سُ) = وی ستو. بی ستود. بی ستو: (ص.) منکر، کافر.
وی. اچ. اف
[ انگ. ]V.H.F (اِ.) فرکانسهای رادیویی بین ۳۰ و ۳۰۰ مگاهرتز.
وی. سی. دی
[ انگ. ]V.C.D (اِ.)
۱- نوعی دیسک فشرده که تصویر و صدا بر روی آن قابل ضبط و پخش است، ویدیو سی دی.
ویار
(وِ) (اِ.) (عا.) میل شدید زنان حامله به بعضی از خوردنیها.
ویارانه
(نِ) (اِمر.) (عا.) خوراکی که برای رفع ویار زن آبستن تهیه کنند.