لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ویرایش
(یِ) (اِمص.) زیاد یا کم کردن مطلب، تصحیح و تنقیح متنهایی که جهت چاپ و نشر آماده میکنند.
ویروس
[ فر. ] (اِ.) موجود بسیار ریزی که باعث بروز بیماری میشود.
ویرگول
[ فر. ] (اِ.) علامت فاصله به این شکل «،» که بین کلمات گذاشته میشود، کاما.
ویزا
[ فر. ] (اِ.) مجوز ورود اتباع یک کشور به کشور دیگر.
ویزیت
[ فر. ] (اِ.)
۱- دیدار، بازدید.
۲- ملاقات بیمار از طرف پزشک.
ویزیتور
(تُ) [ فر. ] (ص.)
۱- ملاقات کننده.
۲- نماینده فروش شرکتها جهت معرفی کالای تولید شده.
ویست
[ انگ. ] (اِ.) قسمی بازی با ورق.
ویسکی
[ انگ. ] (اِ.) نوعی مشروب الکلی.
ویغ
(اِ.) (عا.) تابع «جیغ» جیغ و ویغ: سر و صدا، داد و فریاد (در هنگامی که بخواهند از سر و صدای کسی به تحقیر یاد کنند یا عجز او را برسانند).
ویفر
(وِ فِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی بیسکویت سبک و ترد.
ویل
(وَ) [ ع. ] (شب جم.) نک ویک.
ویلا
[ فر. ] (اِ.) خانه ییلاقی، خانهای که معمولاً دارای باغ و باغچه باشد.
ویلان
(وِ) (ص.) سرگردان، آشفته.
ویلانج
(وَ) (اِ.) حلوا، شیرینی.
ویله
(لَ یا لِ) (اِ.)
۱- صدا، آواز.
۲- بانگ بزرگ.
۳- ناله.
ویله
(وِ لِ یا وَ لَ) [ ع. ویله ] (اِ.)
۱- رسوایی، فضیحت.
۲- گرفتاری، سختی، بلیه.
ویله کردن
(~. کَ دَ) (مص ل.) ناله کردن.
ویلچر
(چِ) [ انگ. ] (اِ.) صندلی چرخ داری که از آن برای کمک به حرکت و جابه جایی بیماران و معلولان استفاده میشود، چرخک. (فره).
ویلی
قیلی ویلی رفتن: (عا.) غنج زدن، هوس بسیار داشتن، مشتاق و آرزومند چیزی یا کسی بودن.
ویم
(اِ.) کاهگل