لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پرورش کردن
(~. کَ دَ)(مص ل.) رشد کردن، پرورش یافتن.
پرورشگاه
(~.) (اِمر.) محل نگه داری و پرورش کودکان بی سرپرست.
پرورشی
(~.) (ص نسب.)
۱- مربوط یا منسوب به پرورش.
۲- پرورش یافته و پرورده شده در خارج از محیط طبیعی خود.
پروره
(پَ وَ رِ) (ص.) جانوری که در پروار بسته فربه کرده باشند.
پروریدن
(پَ وَ دَ) (مص م.)
۱- پروردن.
۲- تغذیه.
۳- حمایت کردن.
پروریده
(پَ وَ د ِ) (ص مف.) نک پرورده.
پروز
(پَ وَ) (اِ.)
۱- نژاد، اصل و نسب.
۲- وصله، پینه، پارچه باریک حاشیه لباس.
۳- هر چیز گستردنی.
۴- سجاف جامه.
پروز
(~.) (اِ.) = فریز. فرزد. فروزد: نوعی از سبزه در غایت سبزی و طراوت، مرغ.
پروزن
(پَ وَ) (اِ.) = پرویزن: هر چیز پر سوراخ و شبکه دار، آردبیز، غربال.
پروستات
(پُ رُ سْ) [ فر. ] (اِ.) یک زوج غده که تقریباً هر یک به اندازه بادام کوچکی هستند و به طور قرینه در ابتدای پیشاب راه (آلت) در بالای میان دو راه قرار گرفتهاند.
پروسه
(پُ رُ س ِ) [ فر. ] (اِ.) فرایند.
پروش
(پَ رُ) (اِ.) آبله ریز یا جوشی که روی پوست بوجود میآید.
پروفرم
(رُ فُ) [ فر. ] (اِ.) ~برگ پیش فروشی که در آن قیمت کالا و هزینه حمل قید شود و مدت اعتبار معینی داشته باشد، پیش برگ. (فره).
پروفیل
(پُ رُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- نقشه و تصویری که مقطع طولی ساختمان یا سازه را نشان دهد.
۲- میله استاندارد فلزی با مقطع ثابت و طول زیاد که در ساختمان سازی و ماشین - سازی به کار میرود.
پرولاپس
(پُ رُ پْ) [ فر. ] (اِ.) افتادگی عضو یا بخشی از بدن از محل طبیعی خود بر اثر ضعف بافتهای نگه دارنده، فروافتادگی. (فره).
پرولتاریا
(پُ رُ لِ) [ فر. ] (اِ.) طبقه کارگر، طبقهای که تنها با فروش نیروی کارش امور معاش خود را میگذراند.
پرومتازین
(پُ رُ مِ) [ فر. ] (اِ.) داروی قوی ضد حساسیت که برای درمان حساسیت و بی خوابی تجویز میشود و در ساخت شربت سینه هم به عنوان داروی ضد سرفه به کار میرود.
پرونده
(پَ وَ دِ) (اِ.)
۱- بسته قماش.
۲- پارچهای که قماش را بدان پیچند.
۳- اسناد و نوشتههای مربوط به یک موضوع.
پروه
(پَ وَ) (اِ.)
۱- غنیمت، هر چیزی که از جنگ و تاراج بدست آید.
۲- ستاره پروین.
۳- چادرشب.
پروپاگاند
(~.) [ فر. ] (اِ.)
۱- تبلیغ برای فروش جنس.
۲- هر نوع کوشش برای انتشار و ترویج مرام و مسلکی.