لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پروانه
(~.) (اِ.)
۱- نوشتهای رسمی که به دارنده آن اجازه کار معینی را میدهد مثل پروانه وکالت.
۲- جواز، اجازه نامه.
۳- حکم، فرمان پادشاهان.
پروانه
(~.) (اِ.)
۱- دلیل، رهبر.
۲- یکی از گوشههای همایون.
پروانه
(پَ نِ) (اِ.)
۱- نام عمومی هر یک از تیره پروانگان جزو رده حشرات که گونه و اقسام متعدد دارد.
۲- پروانک، جانوری درنده شبیه شغال که به دنبال شیر حرکت میکند و بازمانده شکار آن را میخورد. سیاه گوش و چاوشی ...
پروانچه
(پَ چِ)(اِمصغ.)
۱- پروانه، اجازه نامه.
۲- فرمان پادشاهان.
۳- برات، حواله.
پروانک
(پَ نَ) [ په. ] (اِ.) نک پروانه.
پروانگان
(پَ نِ) (اِ.) جِ پروانه ؛ راستهای از تیره حشرات که دارای چهاربال نازک پوشیده از پولکهای لطیف کوچکی است که غالباً رنگینند. پروانگان اقسام مختلف دارند که بعضی از آنها دارای رنگ آمیزی بسیار زیبا و جالب میباشند.
پروتئین
(پُ رُ تِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی ترکیب آلی پیچیده موجود در بافتهای گیاهی و جانوری که برای رشد و ترمیم بافتها لازم است.
پروتز
(پُ رُ تِ) [ فر. ] (اِ.) ~هر نوع وسیله مصنوعی جانشین برای جبران نقص عضو، حفظ زیبایی یا هر دو. مانند دندان، چشم یا پای مصنوعی.
پروتستان
(پُ تِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از شعب سه گانه دین مسیح که پیروان آن به پاپ عقیده ندارند.
پروتوپلاست
(پُ رُ تُ پِ) [ فر. ] (اِ.) یاخته بدون دیواره، پیش یاخته (فره).
پروتوپلاسم
(~.) [ فر. ] (اِ.) ماده سیال و بی رنگ زنده سلولهای گیاهی و جانوری که از دو جزو سیتوپلاسم و هسته تشکیل شده و سطح آن دارای نیروی کششی خاصی است که آن را از جاری شدن محفوظ میدارد ...
پروتکل
(پُ رُ تُ کُ) [ فر. ] (اِ.) صورت جلسه مذاکرات سیاسی برای عقد قراردادهای رسمی، مقاوله نامه.
پروراندن
(پَ وَ دَ) (مص م.)
۱- پرورش دادن.
۲- غذا دادن.
۳- کلام را آراستن.
پروراننده
(پَ وَ نَ دِ)(ص فا.)
۱- مربی.
۲- غذا دهنده.
۳- به وجود آورنده.
پرورانیدن
(پَ وَ دَ) (مص م.) نک پروراندن.
پرورانیده
(پَ وَ دِ) (ص مف.) پرورده، پرورش یافته.
پروردن
(پَ وَ دَ) [ په. ] (مص م.)
۱- پروراندن.
۲- در عسل یا شکر و مانند آن پختن.
۳- آموختن، تعلیم دادن.
پرورده
(پَ وَ دِ) (ص مف.)
۱- پرورش یافته.
۲- چیزی را در عسل یا شکر یا مانند آن پختن.
پروردگار
(پَ وَ دِ) (ص فا.)
۱- پرورش دهنده.
۲- پ ادشاه.
۳- یکی از نامهای خداوند.
پرورش
(پَ وَ رِ) [ په. ] (اِمص.)
۱- آموزش، تعلیم.
۲- غذا، خورش.