لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
چیره
(رِ) (ص.) نک چیر.
چیره دست
(~. دَ) (ص مر.) ماهر، زبر - دست.
چیره دستی
(~. دَ تِ) (حامص.) مهارت، زبردستی.
چیرگی
(رِ) [ په. ] (حامص.)
۱- پیروزی.
۲- تسلط.
چیز
[ په. ] (اِ.)
۱- شی ء.
۲- خواسته، دارایی. ؛~ خور کردن کسی مخفیانه دارو یا خوارکی راکه خاصیت جادویی داشته باشد به کسی خوراندن.
چیز فهم
(فَ) (ص مر.) دارای فهم و شعور، باسواد و تحصیل کرده، صاحب اطلاع.
چیستان
(اِمر.) لغز، معما.
چیلان
(اِ.) نک ناب.
چیلان
[ قس. چلنگر ] (اِ.) آلات و ادواتی که از آهن سازند مانند زرفین در و زنجیر و حلقههای کوچک و یراق زین و لگام اسب و رکاب.
چیلر
(لِ) [ انگ. ] (اِ.) بخشی از دستگاه تهویه مطبوع که کار آن سرد کردن آب در حال گردش در دستگاه است، سردکن. (فره).
چین
(اِ.)
۱- شکن، شکنج.
۲- (کن.) روی در هم کشیدن، در غضب شدن.
۳- (کن.) پیر شدن.
چین
(ص فا.) در بعض ترکیبات به معنی «چیننده» آید: خوشه چین، گلچین.
چینه
(نِ) [ په. ] (اِ.)
۱- دانهای که مرغ از زمین برچیند و بخورد.
۲- دیوار گلی، هر طبقه از دیوار گلی.
چینه دان
(~.)(اِ.) کیسه مانندی که در امتداد مری اکثر پرندگان قرار دارد و چینه وارد آن میشود.
چینی
(اِ.) نوعی از گل نسرین.
چینی
(ص نسب.)
۱- اهل چین.
۲- هر چیز ساخته شده در چین.
۳- ظروف آبگینه که در قدیم از چین میآوردند.
چیپس
[ انگ. ] (اِ.) ورقه نازک سیب زمینی سرخ شده.
ژ
(حر.) چهاردهمین حرف از حروف فارسی.
ژئو
(ژِ) [ فر. ] (پیش.) از عناصر زبان علمی به معنی «زمین» است. «ژئوپلیتیک»، «ژئولوژی».
ژئوفیزیک
(ژِ ئُ) [ فر. ] (اِمر.) دانشی که به مطالعه نیروهای فیزیکی و جریانات داخلی زمین میپردازد.