لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ژخ
(ژَ) (اِ.) ناله، آواز حزین.
ژد
(ژِ) (اِ.) صمغ، چیزی چسبنده که از ساق درخت برآید.
ژرسه
(ژِ س) [ فر. ] (اِ.)
۱- نوعی پارچه نایلونی نازک.
۲- نیم تنه بافته از نخ.
ژرف
(ژَ) (ص.)
۱- گود، عمیق.
۲- دور، دراز.
ژرف اندیش
(~. اَ) (ص فا.)
۱- آن که به صورت جدی و دقیق میاندیشد.
۲- آن که عادت به فعالیت فکری پی گیر و جدی دارد.
ژرف بین
(~.) (ص فا.) آن که به مسایل به دقت مینگرد.
ژرفا
(~.) (اِ.) عمق.
ژرمن
(ژِ مَ) [ فر. ] (اِ.) نژاد مردم آلمان یا هر یک از مردم آن.
ژرژت
(ژُ ژِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی پارچه کرپ نازک و ریزبافت با سطح زبر.
ژست
(ژِ) [ فر. ] (اِ.) وضع، رفتار و حرکات شخص.
ژغار
(ژَ) (اِ.) = ژخار. زغار: سختی. مق سستی.
ژغار
(~.) (اِ.) آواز بلند، فریاد سهمناک.
ژغاره
(~.) (اِ.) ناف حیوانات.
ژغاره
(~.) (اِ.) سُرخاب، غازه.
ژغاره
(ژَ رَ یا رِ) (اِ.) = ژغاله: نان ارزن.
ژغاره
(~.) (اِ.) فریاد، فغان.
ژغند
(ژَ غَ) (اِ.) غرش جانوران درنده هنگام شکار.
ژغند
(~.) (اِ.) سختی، محکمی.
ژفک
(ژَ فْ) (اِ.) آب و چرک گوشههای چشم خواه تر باشد خواه خشک.
ژفکاب
(ژَ) (اِمر.) نک ژفک.