لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ژئولوژی
(ژِ وُ لُ) [ فر. ] (اِ.) زمین شناسی، علمی که درباره زمین و چگونگی مواد و ترکیبات و تغییرات آن بحث میکند.
ژئوپولیتیک
(ژِ ئُ پُ) [ فر. ] (اِ.) جغرافیای سیاسی.
ژاغر
(غَ) (اِ.) چینه دان مرغان.
ژالاپ
[ فر. ] (اِ.) گیاهی است پایا از تیره پیچکیان که به کمک پیچکهای خود به دور درختان و تکیه گاههای اطراف میپیچد. ریشه آن به دو صورت است: نازک و استوانهای شکل و متورم و غدهای شکل. ساقه اش ...
ژاله
(لِ) [ سنس. ] (اِ.)
۱- شبنم.
۲- تگرگ.
۳- باران.
ژاله
(~.) (اِ.) چند قطعه چوب و تخته که به خیکهای باد کرده بندند و در آب اندازند و روی آن نشینند و از آب گذر کنند؛ جاله.
ژامبون
(مْ بُ) [ فر. ] (اِ.) گوشت (ران یا شانه) دود داده یا نمک سود خوک.
ژاندارم
[ فر. ] (اِمر.) سربازی که مأمور حفظ نظم و راهها و جادههای خارج از شهر میباشد. امنیه، ضبطیه.
ژاندارمری
(مِ) [ فر. ] (اِمر.) ادارهای که مأمور حفظ و تأمین راهها و امنیت خارج از شهرها است.
ژانر
(نْ) [ فر. ] (اِ.) مقوله تألیف ادبی و هنری که دارای ویژگی در سبک، شکل یا محتوا است.
ژانویه
(یِ) [ فر. ] (اِ.) اولین ماه از سال میلادی برابر با اواخر دی و اوایل بهمن.
ژانگوله
(لِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی عملیات تردستی مانند انداختن گویهای متعدد به هوا و گرفتن آنها که معمولاً در عملیات تردستی انجام میشود.
ژاژ
(اِ.)
۱- گیاهی است بی مزه، خاردار و خودرو که در صحراها میروید، شتر آن را میجود ولی نمیتواند فرو ببرد.
۲- کنایه از: سخن بیهوده.
ژاژخا
(ی) (ص فا.) بیهوده گوی.
ژاژخایی
(حامص.) بیهوده گویی.
ژاژه
(ژِ) (اِ.) نک ژاژ.
ژاژک
(ژُ) (اِ.) لوبیا.
ژاکت
(کِ) [ فر. ] (اِ.) جامه بافته شده نسبتاً ضخیم.
ژاکوبنیسم
(بْ) [ فر. ] (اِ.) برگرفته از نام جنبشی افراطی در دوران انقلاب فرانسه به رهبری روپسپیر و اعضای «کلوپ ژاکوبن» که هدفهای انقلابی را به هر قیمتی و به دور از هر گونه سازش گری دنبال میکردند. بعدها ...
ژتون
(ژِ تُ) [ فر. ] (اِ.) مهره فلزی یا پلاستیکی و غیره که در بعضی از مؤسسات به جای پول به کار میرود.