لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ژوپیتر
(تِ) [ فر. ] (اِ.) مشتری.
ژوپین
(اِ.) نک زوبین.
ژوژه
(ژَ یا ژِ) (اِ.) خارپشت.
ژوکر
(ژُ کِ) [ فر از انگ. ] (اِ.)
۱- از ورقهای بازی که در هر دسته دو عدد وجود دارد و میتوان آن را به جای هر ورق دیگر به کار برد.
۲- آن که در بین عدهای بهترین باشد.
۳- دلقک، ...
ژوکر
(کِ) [ فر. ] (اِ.) برگی از دسته ورق بازی که معمولاً روی آن تصویر دلقک دارد.
ژویه
(یِ) [ فر. ] (اِ.) ماه هفتم از سال میلادی.
ژوییه
(یِ) (اِ.) نک ژویه.
ژک
(ژَ) (اِ.) سخنی که از روی خشم و غضب زیر لب گویند.
ژکاره
(ژَ رِ) (ص.) ستیزه کار، لجوج.
ژکال
(ژُ) (اِ.) نک زغال.
ژکان
(ژَ) (ص فا.) کسی که از روی خشم زیر لب با خود حرف بزند.
ژکور
(ژَ) (ص.)
۱- بخیل.
۲- دزد.
ژکیدن
(ژَ دَ) (مص ل.)
۱- غرولند کردن، زیر لب حرف زدن.
۲- از جا در رفتن.
ژی
(اِ.) آبگیر، آبدان.
ژیان
(ص.)
۱- خشمگین.
۲- درنده.
ژیانی
(ص نسب.) تند و خشمناک.
ژیر
(اِ.) آبگیر.
ژیلت
(لِ) [ فر. ] (اِ.) نام تجارتی خودتراش.
ژیله
(لِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی لباس بدون آستین جلو بسته شبیه بلوز.
ژیمناستیک
(مْ سْ کْ) [ فر. ] (اِ.) ورزشی است به منظور پرورش و آماده سازی بدن برای نمایش حرکتهای تعادلی و به کارگیری ابزاری چون پارالل، بارفیکس، خرک و...