لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
اپتومتری
(اُ تُ مِ) [ فر. ] (اِمص.) آزمایش چشم و ساختارهای مربوط به آن برای کشف اختلالات بینایی و تجویز عدسیهای مناسب با دیگر وسایل کمک کننده به بینایی یا تمرینهای چشمی برای جبران کاستیهای دید، بینایی سنجی. (فره).
اپتیک
(اُ) [ فر. ] (اِ.) شاخهای از علم فیزیک که به مطالعه خواص نور، تولید و انتشار آن در دستگاههای بینایی میپردازد.
اپرا
(اُ پِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- نمایشی که همراه با ساز و آواز و شعر باشد.
۲- محل اجراء این گونه نمایشها.
اپراتور
(اُ پِ تُ) [ فر. ] (اِ.) شخص متصدی کار کردن با دستگاهی خاص مانند تلفن، کامپیوتر، چاپ و غیره، کاروَر. (فره).
اپرت
(اُ پِ رِ) [ فر. ] (اِ.) نمایش اپرایی کوچکی که ارکستر آن آهنگهای عامیانه و تفریحی و سبک نوازد و جنبه شوخ و شاد داشته باشد.
اپسان
( اَ ) (اِ.) فسان، افسان، سنگی که با آن کارد و مانند آن را تیز کنند.
اپسیلن
(اِ لُ) [ یو. ] (اِ.)
۱- پنجمین حرف الفبای یونانی.
۲- مجازاً به معنی بسیار اندک و ناچیز.
اپشک
(اَ شَ) (اِ.) شبنم، ژاله.
اپل
(اِ پُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- بالشتکی که داخل آن را با ابر و پنبه و مانند آن پر میکنند و برای خوش حالت نشان دادن سرشانهها از زیر به قسمت داخلی سرشانه یا میان رویه و آستری میدوزند.
۲- ...
اپل
(اَ پِ) [ انگ. ] (اِ.) از زبانهای برنامه - نویسی کامپیوتر.
اپن
(اُ پِ) [ انگ. ] (ص.) باز، گشوده، فاش، آزاد، بی دیوار، بی مانع، رو راست.
اپورتونیست
(اُ پُ تُ) [ انگ. ] (ص.) پیرو اپورتونیسم.
اپورتونیسم
(~.) [ انگ. ] (اِمص.) فرصت - طلبی، پی فرصت مناسب بودن برای رسیدن به اهداف شخصی بدون اعتقاد به اصولی خاص.
اپوزیسیون
(اُ پُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- موضع گیری مخالف در برابر یک نظریه یا سیاست.
۲- حزب یا جبهه مخالف، گروه مخالف (فره).
اپگانه
(اَ نِ) (اِ.) بچه نارسیده که از شکم انسان یا حیوان بیفتد، آفگانه.
اپیدمی
(اِ دِ) [ فر. ] (اِ.) عارضه یا بیماری عام، بیماری ای که به عموم مردم سرایت کرده باشد، مسری، همه گیر (فره).
اپیدمیولوژی
(اِ دِ یُ لُ) [ فر. ] (اِ.) مطالعه نحوه انتشار بیماریها و عوامل بیماری زا یا هر عاملی که به سلامت مربوط باشد، همه گیرشناسی. (فره).
اپیرانداخ
(اَ رَ) (اِ.) = اپرانداخ: نک پرنداخ.
اپیزود
(اِ زُ) [ فر. ] (اِ.) بخشی - گاهی مستقل - از یک مجموعه به هم پیوسته مانند فیلم یا قصه، قسمت، بخش.
اپیشه
(اَ ش ِ) (ص مر.) بی کار.