لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ایلغامیشی
[ تر - مغ. ] (حامص.)
۱- هجوم بردن، ایلغار کردن.
۲- تجسُس، تفتیش.
ایلول
[ سر. ] (اِ.) دوازدهمین ماه سال سریانی، مطابق سپتامبر فرنگی.
ایلچی
[ تر. ] (اِمر.) = ایلجی:
۱- فرستاده مخصوص، سفیر.
۲- مأموری که برای انجام دادن امور دیوانی سفر میکرد (ایلخانان، صفویه و قاجاریه)، ج. ایلچیان.
ایما
[ ع. ایماء ]
۱- (مص م.) اشاره کردن.
۲- (اِمص.) اشاره، کنایه.
ایماق
(اُ) [ تر. ] (اِ.) قبیله، دودمان. ج. ایماقات.
ایمان
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ یمین ؛ سوگندها.
ایمان
[ ع. ]
۱- (مص م.) گرویدن، باور داشتن.
۲- ایمن کردن، امان دادن.
۳- (اِمص.) اعتقاد.
ایماژ
[ فر. ] (اِ.) نقش، انگاره، تصویر ذهنی.
ایماژیسم
[ فر. ] (اِ.) = تصویرگرایی: نام مکتبی در شعر که از مکتب کلاسیک و سمبولیسم فرانسه ناشی شدهاست و از ویژگیهای آن شعر آزاد و بیان اندیشهها و حالتهای عاطفی و تصویرهای دقیق و روشن است.
ایمن
(اَ مَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) جانب راست.
۲- (ص.) میمون، خجسته.
ایمن
(مِ) [ ع. ] (ص.)
۱- محفوظ، مصون.
۲- سالم، در سلامت.
۳- رستگار.
ایمه
(اِ مَ) [ په. ] (ق.) اکنون، این دم.
ایمونولوژی
(مُ نُ لُ) [ فر. ] (اِ.) دانشی که به بررسی واکنش ایمنی جانداران در برابر آنتی ژنهای بیگانه و نحوه ایجاد مصونیت در برابر عوامل بیماری زا میپردازد.
ایمیل
(اِ مِ یْ) [ انگ. ] (اِ.) = ای میل: پست الکترونیکی.
این
[ په. ] (ص. ضم.)
۱- ضمیر اشاره برای نزدیک. مق. آن.
۲- مورد اشاره یا گفتگو: این کار درست نیست.
این جانب
(نِ) [ فا - ع. ]
۱- (ق.) این طرف، این سو.
۲- (اِمر.) شخص متکلم یا نویسنده از خود بدین کلمه تعبیر آورد.
این طور
(طُ) [ فا - ع. ] (ق مر.) چنین، اینچنین. ؛که ~ در موردی گویند که خبر یا مطالبی برخلاف رضا و میل شنیده باشند.
ایناس
[ ع. ]
۱- (مص م.) انس دادن.
۲- اُنس گرفتن.
۳- (اِمص.) دمسازی.
ایناغ
( اَ ) [ تر. ] (اِ.) نک ایناق.
ایناق
( اَ ) [ تر. ] (اِ.) ندیم، مقرب، مصاحب. ج. ایناقان.