لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
باصره
(ص ِ) [ ع. ] (اِ.) بینایی.
باطل
(طِ) [ ع. ] (ص.) بیهوده، بی فایده. ج. اباطیل.
باطن
(طِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پنهان، درون چیزی. ج. بواطن.
۲- حقیقت، اصل.
باع
[ ع. ] (اِ.)
۱- اندازه دو دست که از هم گشوده باشد.
۲- فروشنده.
باعث
(عِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- برانگیزنده.
۲- سبب، علت.
باعرضه
(عُ ض ِ) [ فا - ع. ] (ص.) دارای عرضه. مق. بی عرضه.
باغ
[ په. ] (اِ.) زمینی که دور آن را دیوار کشیده و در آن میوه یا گل کاشته شدهاست، بوستان. ؛ توی ~ نبودن کنایه از:
۱- متوجه اصل مطلب نبودن.
۲- پخته نبودن.
باغ سیاوشان
(غِ وَ) (اِمر.) نوایی در موسیقی قدیم.
باغ شهریار
(~ِ شَ) (اِمر.) نوایی در موسیقی قدیم.
باغ شیرین
(~ِ) (اِمر.) یکی از الحان باربدی.
باغبان
[ په. ] (اِمر.) کسی که نگهبانی و پرورش گلهای باغ را به عهده دارد.
باغنده
(غَ یا غُ دِ یا دَ) (اِ.) = پاغنده. باغند. پاغند: پنبه حلاجی کرده، پنبه زده شده. غنده و غند نیز گویند.
باغچه
(چِ) (امصغ.)
۱- باغ کوچک.
۲- زمین کوچکی که در حیاط برای کاشتن گل و درخت و سبزی آماده کنند.
باغی
[ ع. ] (اِفا.) سرکش، نافرمان. ج. بغاه.
بافت
۱ - (مص مر.) بافتن، نسج.
۲- (اِ.) مجموعه سلولهایی که در شکل و ساختمان شبیه هم میباشند و یک عمل مشترک راانجام م ی دهند؛ مانند بافتهای ماهیچهای.
۳- (ص مف.) بافته شده، بافته.
۴- مجازاً: ساختار و ویژگیهای ...
بافتن
(تَ) (مص م.)
۱- رشتههای نخ یا پشم را به هم تابیدن.
۲- سخنان دروغ گفتن.
بافته
(تِ) (ص مف.)
۱- تابیده شده.
۲- پارچه.
۳- فرش. ؛ ~ نبودن به پای کسی شایسته آن کس نبودن.
بافدم
(دُ) (اِ) عاقبت، سرانجام.
بافکار
(فْ) (ص فا.) = بافتکار: بافنده، جولاه، نساج.
باقر
(قِ) [ ع. ] (ص.) شکافنده، گشاینده.