لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
بندیمه
(بَ مَ یا مِ) (اِ.)= بندمه. بندنه. بندینه:
۱- تکمه.
۲- گوی گریبان.
بندیوان
(بَ دِ) (اِمر.)= بندی بان: زندان بان.
بنزن
(بَ زَ یا زِ) [ فر. ] (اِ.) مایعی بی رنگ و با بوی تند مخصوص که کمی سبک تر از آب است و در آن حل نمیشود ولی حلالی بسیار خوب است و از مشتقات نفت و قطران ...
بنزین
(بِ) [ فر. ] (اِ.) از فرآوردههای نفتی که از تقطیر نفت خام به دست میآید و جهت سوخت وسایل نقلیه استفاده میشود.
بنساله
(بُ لِ) (ص مر.) کهن، سالخورده.
بنشن
(بُ شَ) (اِ.) حبوبات مانند نخود، لوبیا، عدس، ماش، باقلا و غیره.
بنصر
(بِ ص ِ) [ ع. ] (اِ.) انگشت میانه کوچک و وسطی. ج. بناصر.
بنطیقسطی
(بَ قُ) [ معر. ] (اِ.)به معنی پنجاهمین (روز) نزد یهودیان، جشنی به یاد روزی که خدا الواح را به موسی فرستاد. نزد عیسویان، جشنی که در پنجاهمین روز پس از «پاک» به یاد نزول روح القدوس به حواریون برپا ...
بنفش
(بَ نَ) (اِ.)
۱- رنگی است فرعی که از ترکیب دو رنگ اصلی قرمز و آبی بدست آید.
۲- نوعی از جواهر کریمه.
بنفش
(بَ نَ) (اِ.) کبود رنگ. رنگی غیراصلی که از ترکیب دو رنگ قرمز و آبی به دست آید.
بنفشه
(بَ نَ ش ِ) [ په. ] (اِ.) گیاهی است کوتاه با ساقههای باریک و برگهای متناوب، دارای پنج گلبرگ میباشد، گلهایش کوچک و به رنگ بنفش و زرد و سفید. این گل در بهار پیش از سایر گلها میروید ...
بنفوز
(بُ فُ) (اِ.) پوز، پوزه.
بنلاد
(بُ) (اِمر.)
۱- دیوار، پی، بنیاد.
۲- پشتیبان.
بنه
(بَ نِ) (اِ.) درختی است مانند پسته معمولی که آن را پسته وحشی هم گویند. بلندی اش تا چهار متر میرسد. گل این درخت به رنگ قرمز است که از آن در رنگرزی استفاده میشود. از پوست این درخت ...
بنه
(~.) (اِمر.) بیخ درخت، اصل، ریشه.
بنه
(بَ نَ یا نِ) (اِ.) طناب باریک.
بنه
(بُ نِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- بار و اسباب سفر.
۲- مال، دارایی.
۳- زاد، توشه.
۴- جفت.
۵- رخت و لباس.
۶- لانه و آشیانه مرغ.
۷- خانه، شبستان.
بنه کن
(~. کَ) (اِمر.) حرکت دسته جمعی یک خانواده یا یک دسته از جایی به جایی.
بنو
(بُ) (اِ.) = بنوه: خرمن گندم و جو و کاه و مانند آن.
بنوا دادن
(بِ نَ. دَ) (مص ل.) گِرو دادن.