لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
مهدوم
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) بنای شکسته و ویران.
مهدوی
(مَ دَ) [ ع. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به مهدی (مطلق).
۲- منسوب به مهدی صاحب الزمان (ع) امام دوازدهم شیعیان.
مهدویت
(مَ دَ یَ) [ ع. مهدویه ] (مص جع.) وضع یا کیفیت مهدی (امام منتظر) بودن.
مهدی
(مَ یّ) [ ع. ] (اِمف.) هدایت شده، ارشاد شده.
مهدی
(مُ دا) [ ع. ] (اِمف.) هدیه داده شده.
مهذار
(مِ) [ ع. ] (ص.) بیهوده گوی، یاوه - سرای.
مهذب
(مُ هَ ذَّ) [ ع. ] (اِمف.) پاکیزه شده از عیب و نقص.
مهر
(مَ) [ ع. ] (اِ.) کابین، مهریه.
مهر
(مُ) (اِ.)
۱- آلتی از جنس فلز یا لاستیک که روی آن اسم شخص یا بنگاهی را نقش میکنند و از آن به جای امضاء در پای نامهها و قراردادها استفاده میکنند. ؛ ~و موم کردن الف - بستن چیزی ...
مهر
(مِ) (اِ.)
۱- آفتاب، خورشید.
۲- دوستی، مهربانی.
۳- نام ماه هفتم از سال شمسی.
۴- نام روز شانزدهم از ماه مهر که ایرانیان جشن مهرگان را در این روز بر پا میدارند.
مهر دهان
(مُ. دَ) (ص مر.) روزه دار.
مهر زدن
(~. زَ دَ) (مص م.) نشان کردن بر چیزی.
مهرا
(مُ هَ رّ) [ ع. مهرأ ] (ص.)
۱- نیک پخته شده، گوشت نرم پخته که از استخوان جدا شده باشد.
۲- مضمحل گشته.
مهراس
(مِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- هاونی است که با آن گندم و مانند آن میکوبند.
۲- سنگی که درون آن را خالی کرده باشند و در آن چیز گذارند یا آب ریزند و بدان وضو گیرند.
۳- شتر پر زور و بارکش ...
مهراسفند
(مِ اِ فَ) (اِمر.) روز بیست و نهم هر ماه شمسی.
مهرب
(مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جای فرار و گریز. ج. مهارب.
مهربان
(مِ) (ص.) با محبت، نیک اندیش.
مهره
(مُ رِ) (اِ.)
۱- گلوله کوچک از شیشه یا سفال و جز آنها.
۲- نام هر یک از استخوانهای کوچکی که در تشکیل ستون فقرات جانداران شرکت دارند.
مهره باختن
(~. تَ) (مص ل.)
۱- بازی نرد.
۲- قمار، قمار کردن.
۳- حقه بازی کردن.
مهره باز
(~.) (ص.) قمارباز.