لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
هادم
(دِ) [ ع. ] (اِفا.) نابود کننده، ویران کننده.
هادوری
[ آرا. ] (اِ.) گدای دوره گردِ سِمج.
هادی
[ ع. ] (اِ فا.)
۱- هدایت کننده. ج. هداه.
۲- رسانه، هر جسمی که جریان الکتریسیته یا حرارت را از خود عبور دهد.
هار
(اِ.)
۱- سگ گزنده که گرفتار بیماری هاری باشد.
۲- جانور درنده. (مطلقاً)
هار
(ص.)
۱- گوشت گندیده و بدبوی.
۲- فضله انسان و حیوان.
۳- سرگین.
هار شدن
(شُ دَ) (مص ل.)
۱- به بیماری هاری دچار شدن.
۲- (عا.) (کن.) مغرور و سرمست شدن بر اثر افزونی مال و قدرت.
هاراکیری
(اِ.) نوعی خودکشی ژاپنی که پاره کردن شکم است با شمشیر.
هارب
(رِ) [ ع. ] (اِفا.) گریزنده، فرار کننده.
هارت و پورت
(تُ)(اِمر.) = هارت و هورت: لاف، گزافه، داد و فریاد توخالی.
هارمونی
(مُ) [ فر. ] (اِ.) سازگاری اجزا با یکدیگر، هماهنگی (فره).
هارمونیک
(مُ) [ فر. ] (ص.) دارای هماهنگی. (فره).
هاروت
[ ع. ] (اِ.) نام فرشته مغضوب خداوند که همراه فرشته دیگر به نام ماروت در چاه بابل سرازیر آویخته شد.
هارون
[ ع. ] (ص. اِ.)
۱- پیک، قاصد.
۲- برادر حضرت موسی.
۳- نگهبان.
هاروهور
(رُ) (ص.) (عا.) سخت گرسنه.
هارپ
[ فر. ] (اِ.) سازی است سه گوشه که تارهای آن در طول نامساویند و با دو دست نواخته شود.
هاری
(اِ.) مرضی است عفونی که عاملش ویروسی به نام فیلتران است.
هاری
(ص نسب.) منسوب به هار.
۱- سرگین کش، کناس.
۲- خاکروبه کش.
هازل
(زِ) [ ع. ] (اِفا.) هزل گوینده ؛ مق. جدگو. بیهوده گوی.
هازیدن
(دَ) (مص م.) نگریستن، مراقب بودن.
هاس
(اِ.) هراس، بیم.