لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
همانجا
(~.) (ق.) هم آن جا، آن جا. مق همین جا.
همانند
(هَ نَ) (ربط.) شبیه، مانند (دایم الاضافهاست).
هماننده
(هَ نَ د) (ص.) ماننده، شبیه.
همانندی
(هَ نَ) (حامص.) شباهت، مانندگی.
هماور
(هَ وَ) (ص.) حریف، رقیب، هماورد.
هماورد
(~.) (ص.) حریف، رقیب.
همایون
(هُ)
۱- (ص.) خجسته، مبارک.
۲- (اِ.) نام یکی از آهنگهای موسیقی ایرانی.
همایون آثار
(~.) [ فا - ع. ] (ص مر.) آن که دارای اثرها و یادگارهایی خجسته و مبارک است.
همایون فال
(~.) [ فا - ع. ] (ص مر.) آن که اقبال خجسته و میمون دارد، همایون بخت.
همایونی
(~.) (ص نسب.) منسوب به همایون. (در مورد شاه استعمال شود: اعلی حضرت همایونی، موکب همایونی).
همایی
(هُ) (حامص.) همای بودن، مانند هما بودن.
همباز
(هَ) (ص.) شریک، انباز.
همباز شدن
(~. شُ دَ) (مص ل.) شریک شدن.
همبازی
(هَ) (حامص.)
۱- انبازی.
۲- همتایی.
همبر
(هَ بَ) (ص.) قرین، همنشین.
همبرگر
(هَ ب گ) [ انگ. ] (اِ.) گوشت چرخ کرده که گرد و پهن نموده و در تابه سرخ کنند.
همت
(ه مَُ) [ ع. همه ]
۱- (مص م.) قصد کردن.
۲- خواستن.
۳- (اِمص.) اراده، قصد.
۴- خواست.
۵- سعی، کوشش.
۶- (اِ.) اراده قوی، عزم جزم.
۷- بلندنظری، سعه صدر.
۸- دلیری، شجاعت.
۹- کمال مطلوب.
همت بستن
(هِ مَّ. بَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)
۱- عزم جزم کردن.
۲- توجه و همُ خود را صرف کسی یا چیزی کردن.
همت خواستن
(~. خا تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) دعای خیر خواستن.
همتا
(هَ) (ص.)
۱- نظیر، مانند.
۲- معادل، مساوی.