لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
والدین
(ل دَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه والد؛ پدر و مادر.
والس
[ فر. ] (اِ.)
۱- نوعی رقص آرام دو نفره.
۲- موسیقی سه ضربی مخصوص این رقص.
والسلام
(وَ سْ سَ) [ ع. ] (ق.) همین و بس. (واژه نخست عبارت والسلام علیکم به معنی درود بر شما).
والله
(وَ لْ لا) [ ع. ] (ق.) سوگند به خدا.
واله
(~.) (اِ.) مبالغه در کارها، اصرار، ابرام.
واله
(~.) [ ع. ] (اِفا.)
۱- حیران، سرگشته.
۲- شیفته، عاشق.
واله
(لِ) (اِ.) سراب.
والور
(لُ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجای نوعی چراغ خوراک پزی نفت سوز دارای فتیله.
والک
(لَ) (اِ.) سیر جنگلی.
والگونه
(نَ یا نِ) (اِمر.) آلگونه ؛ سُرخاب.
والی
[ ع. ] (اِفا.) حاکم، فرمانروا. ج. ولاه.
والیبال
[ انگ. ] (اِمر.) از ورزشهای دسته جمعی - با توپ و دست - که میان دو دسته شش نفری در میدانی مستطیل شکل که به وسیله تور دو نیم شده برگزار میشود.
وام
[ په. ] (اِ.) قرض، دین.
وام خواه
(خا) (ص فا.)
۱- قرض گیرنده.
۲- طلب کار.
وام دار
(ص فا.) بدهکار.
وام کردن
(کَ دَ) (مص م.) قرض گرفتن.
وام گزاردن
(گُ دَ) (مص م.) پرداختن وام و بدهی.
واماندن
(دَ) (مص ل.) خسته شدن، عقب ماندن.
وامانده
(د) (ص مف.) خسته، مانده.
واماندگی
(دِ) (حامص.)
۱- فرسودگی، خستگی.
۲- عقب ماندگی.