لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پادگان
(دِ) [ په. ] (اِمر.)
۱- محل اسکان گروهی از سربازان که برای محافظت محلی در آنجا متوقف شوند.۲ - سربازخانه، ساخلو.
۳- دسته -های پیاده نظام عهد ساسانی.
پادگانه
(دِ نِ)(اِمر.)۱ - بام، پشت بام.
۲- پنجره، دریچه.
۳- فضای صاف و بلند در دامنه کوه.
پادیاب
( اِ.) = پادیاو: شستن و پاکیزه ساختن چیزی با خواندن دعا.
پادیر
( اِ.) ستونی که زیر دیوار شکسته میزنند تا فرو نیفتد.
پاذیز
( اِ.) = پادیز: پاییز، خزان.
پار
(ق.) سال گذشته.
پار
(ص.) پاره، قطعه.
پار
(اِ.) = پر(یدن): پرواز، پرش.
پار
(اِ.) چرم دباغی شده.
پاراالمپیک
(اُ لَ) [ فر. ] (اِ.) مسابقاتی مخصوص معلولان که معمولاً هر چهار سال یک بار در چند رشته ورزشی برگزار میشود.
پاراب
(اِمر.) = پاراو. فاراب: زراعت آبی ؛ مق. دیم.
پاراتیروئید
(رُ) [ فر. ] (اِ.) دو زوج غده که در طرفین غده تیروئید قرار دارند، به طوری که دو تا در بالا و دو تا در پایین قرار گرفته، عمل این غدهها تنظیم و بررسی متابولیسم بدن است و حذف ...
پاراج
(اِ.) آن چه میهمان را پیشکش آرند.
پارادوکس
(دُ) [ فر. ] (اِ.) قضیهای که به ظاهر تناقض داشته باشد، باطل نما.
پارازیت
[ فر. ] ( اِ.)
۱- حشو، زاید.
۲- انگل، طفیلی.
۳- اختلالی که در دریافت امواج رادیویی به وجود میآید. ؛ ~ ول کردن کنایه از: میان سخن دیگران حرف زدن.
پاراف
[ فر. ] ( اِ.) امضای اختصاری، امضاء (در اصطلاح سیاسی و بانکی معمول است)، پیش امضا (فره).
پارافین
[ فر. ] ( اِ.)جسمی است جامد و سفید که از سرد کردن ناگهانی روغنهای سنگین به دست میآید. در شمع سازی و تهیه ورنیها استعمال میشود. پارافین مایع در پزشکی به عنوان مسهل به کار میرود.
پارالل
(لِ لْ) [ فر. ] (اِ.) دو چوب موازی که آنها را به طور افقی و نزدیک به هم بر پایههای عمودی نصب کنند و روی آن حرکات ورزشی انجام دهند.
پارامتر
(مِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مقدار ثابت دلخواهی که به ازاء هر یک از مقادیر آن عضوی از یک دستگاه مشخص شود.
۲- متغیری که میتوان دو یا چند تابع را برحسب آن بیان کرد. استعمال پارامترها در ریاضیات و فیریک ...
پارانشیم
[ فر. ] (اِ.)
۱- بخش فعال اعضای غدهای.
۲- نسج سلولی نرم و اسفنجی که در برگها، ساقههای جوان و میوهها فواصل قسمتهای الیافی را پر میکند، بافت اسفنجی.