لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پاداش
[ په. ] (اِمص.)
۱- جزا و کیفر، چه خوب چه بد.
۲- مهر، کابین.
پاداشت
[ په. ] (اِمص.) نک پاداش.
پاداشتن
(تَ) (مص ل.) پایدار بودن.
پاداشن
(شَ) [ په. ] (اِمص.) نک پاداش.
پادافراه
( اَ ) (اِمر.) نک بادافراه.
پادام
(اِمر.)
۱- دامی که از موی دم اسب برای گرفتن پرندگان درست میکنند.
۲- پرندهای که نزدیک دام میبندند تا پرندگان دیگر به هوای او در دام بیفتند.
۳- حیله، نیرنگ.
پادراز
(دِ) (اِمر.) نوعی مرغ ماهیخوار با پاهای دراز و منقار خمیده و پرهای سرخ کمرنگ.
پادرازی
(~.)
۱- (حامص.) دراز بودن پا.
۲- تجاوز از حد خود.
۳- (اِمر.) نوعی نان شیرینی مشبک.
پادرختی
(دَ یا دِ) (اِمر.) میوههایی که به هر دلیلی (باد، کرم خوردگی)در پای درخت بریزد. مق دست چین.
پادری
(دُ) (اِمر.) کشیش و مبلغ مسیحی.
پادری
(دَ)(اِمر.)۱ - فرشی که پای در میاندازند.
۲- سنگی که پای در میگذارند تا باد در را نبندد.
پادزهر
(زَ) (اِمر.) نوشدارو، هر دارویی که برای دفع سمّ به کار میرود.
پادشا
(دِ) (اِمر.)
۱- پادشاه.
۲- فرمانروا.
۳- مجازاً مأذون، مختار.
۴- خدا.
پادشاه
(~.) [ په. ] (اِمر.)
۱- فرمانروایی که تاج و تخت داشته باشد، ملک، سلطان.
۲- حاکم، مسلط، صاحب اختیار.
۳- خدا.
۴- محیط، تاونده.
پادشاهی
(~.) [ په. ]
۱- (حامص.) سلطنت، ملکت.
۲- ( اِ.) مملکت، قلمرو.
۳- مدت سلطنت.
۴- تسلط، چیرگی.
پادشه
(دِ شَ) (اِمر.) مخفف پادشاه، سلطان.
پادنگ
(دَ) (اِمر.)
۱- دنگ برنج کوبی که با پا حرکت داده میشود.
۲- نوعی ساعت که پاندول آن مانند پادنگ باشد.
پاده
(دِ) [ اوست. ] (اِ.)۱ - گله گاو و خر.
۲- چراگاه.
پاده بان
(~.) (اِمر.)
۱- گله بان، چوپان.
۲- پاسبان، نگاهبان.
پادو
(اِمر.) گماشته، کسی که پی فرمانها میرود.