لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پرداز
(پَ) (ص فا.) در ترکیب با واژههای دیگر، معانی تازه پدید میآورد مانند:
۱- گوینده، پردازنده: سخن پرداز.
۲- سازنده، تمام کننده: دروغ پرداز.
۳- تهی کننده: کیسه - پرداز.
پردازش
(پَ زِ) (اِمص.)
۱- به کاری دست زدن، آهنگ کاری کردن.
۲- انجام دادن مجموعهای از عملیات مختلف روی اطلاعات و دادهها در کامپیوتر.
پردازنده
(پَ زَ دِ) (ص فا.)
۱- ادا کننده.
۲- صیقل دهنده.
۳- سازنده، مرتب کننده.
۴- نوازنده ساز، خواننده نغمه.
پردال
(پَ) (اِ.) پرگار.
پردختگی
(پَ دَ تِ) (حامص.) فراغت.
پردل
(پُ. دِ) (ص مر.)
۱- دلیر، شجاع.
۲- جوانمرد، بخشنده.
پرده
(پَ دِ) (اِ.)
۱- پوشش، حجاب.
۲- پارچهای که بر پنجره بیاویزند.
۳- نوا، گاه.
۴- هر یک از بخشهای نمایش که با افتادن پرده، صحنه عوض میشود.
۵- مجازاً آن چه که مانع خوب دیدن یا شنیدن میشود.
۶- لایه نازکی از بافتها که ...
پرده انداختن
(~. اَ تَ) (مص م.) آشکار کردن، برملا کردن.
پرده ایزد
(~ زَ) (اِمر.) کنایه از: دوشیزگی.
پرده باده
(~ دِ) (اِمر.) از نواهای موسیقی قدیم.
پرده باز
(~.) (ص فا.)
۱- نوازنده، مطرب.
۲- کسی که خیمه شب بازی میکند.
۳- کنایه از: حیله گر، مکار.
پرده بازی
(~.) (اِمص.) مکر، فریب.
پرده برداری
(~. بَ) (حامص.)
۱- برداشتن پرده از روی چیزی و به تماشا گذاشتن آن به نشانه آغاز بهره برداری یا نمایش.
۲- آشکار ساختن یک راز.
پرده بکارت
(~ بِ رَ) [ فا - ع. ] (اِمر.) پردهای که علامت دوشیزگی است.
پرده خوان
(~. خا) (ص فا.) آن که با استفاده از تصاویر و شمایل و با اشاره به آنها به نقل داستانهای حماسی یا دینی میپردازد.
پرده دار
(~.) (اِ. ص.) دربان، حاجب، کسی که در قدیم در دربار پادشاهان مسئول بار دادن بود.
پرده دیرسال
(~ دِ) (اِمر.)
۱- نام یکی از نواهای موسیقی قدیم.
۲- کنایه از: آسمان.
پرده راست
(~) (اِمر.) از نواهای موسیقی.
پرده سرکش
(~ سَ کِ) (اِمر.) از نواهای موسیقی قدیم.
پرده شناس
(~. ش ِ) (اِ. ص.)
۱- نوازنده، موسیقی دان.
۲- عارف.