لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پرده صفاهان
(~ صَ) (اِمر.) آهنگی است از موسیقی قدیم.
پرده طنبور
(~ طَ)(اِمر.) زههایی بر دسته طنبور که با نهادن انگشت بر جای هر پرده، تغییراتی در آهنگ میدهند.
پرده عشاق
(~ عُ شّ) [ فا - ع. ] (اِمر.) آهنگی است از موسیقی قدیم.
پرده لیلی
(~ لِ) (اِمر.) از نواهای موسیقی قدیم.
پرده ماده
(~ دِ) از نواهای موسیقی قدیم.
پرده کرکره
(~. کِ کِ رِ) (اِمر.) وسیلهای از تیغههای نازک خم پذیر که به وسیله ریسمانهایی به هم متصل شده و به پنجره آویخته میشود و با کشیدن ریسمانها میتوان آن را باز و بسته کرد.
پردوش
(پَ) (ق مر.) پرشیب.
پردک
(پَ دَ) (اِ.) لغز، چیستان.
پردگی
(پَ دِ) (ص نسب.)
۱- راز، هر چیز پوشیده.
۲- مستور، زن و دختر باحجاب.
۳- حاجب.
پردگی گشتن
(پَ دِ. گَ تَ)(مص ل.)در حجاب شدن، پنهان شدن.
پردیس
(پَ) (اِ.) فردوس، بستان.
پررو
(ی)(پُ) (ص مر.)دریده، بی شرم. بی حیا.
پرز
(پُ) [ معر. ] (اِ.) = پرزه:
۱- خواب مخمل، فرش.
۲- چیزی شبیه کرک که روی میوههایی مانند به و هلو وجود دارد.
۳- پرهای ریز کوتاه که بر بعضی مرغان روید.
پرزیدنت
(پِ دِ) [ انگ. ] (اِ.) رییس جمهور.
پرس
(پَ) (اِ.) پرده، حجاب.
پرس
(~.) [ فر. ] (اِ.) سهم غذا مخصوص یک نفر.
پرس
(پُ)
۱- (اِمص.) پرسیدن، پرسش.
۲- (اِفا.) در ترکیب به معنی پرسنده میآید: بازپرس، احوالپرس.
پرس
(پِ رِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- دستگاه فشار که در صنایع سنگین و سبک مورد استفاده فراوان دارد، منگنه (فره).
۲- خبرگزاری، مرکز تهیه و انتشار خبر.
پرسا
(پُ) (ص فا.) جویا، پرسنده.
پرسان
(~.) (ص فا.) نک پرسا.