لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پرستار
(پَ رَ) [ په. ] (ص فا.)
۱- خدمتکار، خادم.
۲- غلام، کنیز.
۳- کسی که خدمت بیماران میکند.
پرستارزاده
(پَ رَ دِ) (ص مف) غلام زاده، کسی که پدر و مادرش غلام و کنیز بوده باشند.
پرستش
(پَ رَ تِ) (اِمص.)
۱- ستایش، نیایش.
۲- پرستاری، خدمت.
۳- بیمارداری.
۴- عمل یا رفتاری که نشانه بندگی، سرسپردگی یا ایمان است ؛ عبادت.
پرستشگاه
(پَ رَ تِ) (اِمر.) معبد، جای عبادت.
پرستشگر
(پَ رَ تِ گَ) (ص فا.)
۱- عابد.
۲- چاکر، خادم.
پرستنده
(پَ رَ تَ دِ) (ص فا.)
۱- نوکر، خدمتکار.
۲- زن خدمتکار.
۳- عبادت کننده.
۴- ستاینده.
پرستندگی
(پَ رَ تَ دِ) (حامص.)
۱- پرستش، عبودیت.
۲- خدمت، خدمتکاری.
پرسته
(پَ رَ تِ)
۱- (اِ.) پرستیده، کسی که او را پرستش کنند.
۲- (اِمص.) پرستش، عبادت.
۳- کنیز، خدمتکار.
پرستو
(پَ رَ) (اِ.) چلچله، پرندهای با بالهای دراز و نوک تیز و دم دو شاخه، که در فصل سرما به مناطق گرمسیر مهاجرت میکند.
پرستیدن
(پَ رَ دَ) [ په. ] (مص م.)
۱- بندگی کردن، ستایش نمودن.
۲- بسیار دوست داشتن.
۳- دوست داشتن، دوست گرفتن.
پرستیده
(پَ رَ دِ) (ص مف.) پرستش شده.
پرستیژ
(پِ رِ) [ فر. ] (اِ.)وجهه، آبرو و اعتبار.
پرسش
(پُ س ِ) [ په. ] (اِمص.)۱ - پرسیدن.
۲- پژوهش، تحقیق.
۳- احوال پرسی.
۴- بازخواست، مؤاخذه.
پرسشنامه
(~. مِ) (اِمر.) یک یا چند برگه شامل سوالاتی راجع به هویت و افراد خانواده و همانند آن که معمولاً در ادارات و مؤسسات به اشخاص میدهند تا پر کنند.
پرسنده
(پُ سَ دِ) (ص فا.) پرسش کننده، گدا.
پرسنل
(پِ سُ نِ) [ فر. ] (اِ.) مجموع افراد یک مؤسسه یا کارکنان بخش خاصی از آن، کارکنان. (فره).
پرسنگ
(پَ سَ) (اِ.) نک فرسنگ.
پرسه
(پَ س ِ) (اِ.)
۱- راه رفتن بسیار و بی نتیجه.
۲- رفتن گدایان به گدایی.
پرسه
(پُ س ِ) (اِمص.)
۱- احوالپرسی، عیادت.
۲- تسلیت.
۳- آمار، شمار.
۴- مراسم دیدار با بازماندگان کسی که مردهاست.
۵- مجلس ترحیم.
پرسه زدن
(~. زَ دَ)(مص ل.)
۱- گردش بیهوده اشخاص بی کار.
۲- رفتن مریدی به دستور پیر در بازارها و کویها به گدایی.