لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پسانیدن
(پَ دَ) (مص م.) آب دادن، آبیاری مزارع و باغها.
پساوند
(پَ وَ) (اِمر.)
۱- قافیه شعر.
۲- جزوی که به آخرکلمه اضافه شود و تغییری در معنی آن دهد.
پساویدن
(پَ دَ) (مص م.) دست مالیدن، لمس کردن.
پساک
(پَ) (اِ.) = بساک: تاجی که از انواع گلها درست میکردند و پادشاهان و بزرگان در جشنها و مراسم دیگر بر سر میگذاشتند.
پست
(پُ) (اِ.) مخفف پوست، جلد.
پست
(~.) [ فر. ] (اِ.)
۱- کار رساندن نامهها و بستهها از جایی به جای دیگر.
۲- سازمانی که عهده دار این کار است.
۳- محل خدمت.
۴- شغل و مقام اداری.
۵- وظیفه معین هر بازیکن در بازیهای گروهی، نقش (فره). ؛~ الکترونیک ...
پست
(پَ) (ص.)
۱- پایین، نشیب.
۲- کوتاه، کم ارتفاع.
۳- فرومایه، بی سر و پا.
۴- خراب، بد.
۵- نابود، معدوم.
۶- ذلیل، زبون.
۷- دون، خوار.
۸- تنگ چشم، اندک بین.
۹- ناگوار، تلخ.
۱۰ - هراسان، مشوش.
۱۱ - بیزار، نفور.
۱۲ - سست، ضعیف.
پست
(پِ یاپَ) (اِ.)
۱- هر نوع آرد.
۲- آرد بریان شده گندم یا جو.
۳- سپوس، پوست گندم یا جو.
پست خانه
(~. نِ) [ فر - فا. ] (اِمر.) ادارهای که به دریافت و ارسال نامهها و بستهها و امانات پستی مردم اشتغال دارد.
پست دادن
(~. دَ) [ فر - فا. ] (مص ل.) کشیک دادن به نوبت.
پست فطرت
(پَ. فِ رَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) ناکس، دون، فرومایه، سفله.
پست مدرن
(پُ. مُ دِ رْ) [ انگ. ] (ص.)= پسامدرن: مربوط یا متعلق به پست مدرنیست.
پست مدرنیسم
(~.) [ انگ. ] (اِ.) = پسامدرنیسم: گرایشی در ادبیات و هنر و معماری و تفکر اواخر سده بیستم در مخالفت با مدرنیسم.
پست کردن
(پَ. کَ دَ) (مص م.)
۱- کشتن، نابود کردن.
۲- شکستن، ویران کردن.
۳- دور کردن، تهی کردن.
پست گردیدن
(~. گَ دَ) (مص ل.)
۱- پایین آمدن.
۲- فرومایه شدن.
پستا
(پَ) (اِ.)
۱- اندوخته، ذخیره.
۲- نوبت، دفعه.
پستان
(پِ) (اِ.) اندامی در پستانداران که در جنس ماده دارای غدههای تراوش شیر است و معمولاً رشد بیشتری دارد. ؛ ~ مادر را گاز گرفتن کنایه از ناسپاسی و حق نشناسی کردن.
پستان بند
(~. بَ) (اِمر.) سینه بند، کرست.
پستاندار
(پِ) (اِمر.) ردهای از جانوران مهره دار خون گرم اغلب دارای بدن پوشیده از پشم یا مو به ویژه دارای غدههای پستانی در مادهها و معمولاً بچه زا. ج. پستانداران.
پستانک
(پِ نَ) (اِمصغ.) وسیلهای پلاستیکی به شکل سرپستان برای مکیدن کودکان شیرخوار.