لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پورسانتاژ
[ فر. ] (اِ.) = پورسان:
۱- درصد.
۲- حق دلالی، حق العمل.
پورمند
(مَ) (ص.) پسردار، صاحب پسر.
پورنوگرافی
(پُ نُ گِ) [ فر. ] (اِمص.) توصیف و نمایش امور جنسی.
پوره
(پُ رِ) (اِ.) فضول افیون پس از سوختن آن برای کشیدن و آن غیر از شیره و سوخته تریاک است.
پوره
(رِ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی است فراهم شده از حبوبات کوبیده شده و سبزیجات له شده با افزودن شیر به آن: پوره سیب زمینی، پوره اسفناج و مانند آن.
پوره
(رَ یا رِ) (اِ.)۱ - پسر، پور.
۲- بچه ملخ، تخم ملخ.
پورپورا
(پُ پُ) (اِ.) عارضهای که در دنبال بعضی از امراض عفونی (از قبیل حصبه و بتهای بثوری و غیره) در مریض موجب خونریزی زیر جلدی شود. علامت این خونریزی دانهها و لکههای قرمز رنگی است که با فشار انگشت محو ...
پوز
(اِ.) = پوزه: تنه درخت، ساقه درخت.
پوز
(اِ.)
۱- پیرامون دهان جانوران چهارپا.
۲- دهان.
پوزخند
(خَ) (اِمر.) لبخند تمسخرآمیز.
پوزش
(زِ) (اِمص.)۱ - عذرخواهی، معذرت - خواهی.
۲- عذر، معذرت.
پوزمالی
(حامص.) (عا.) کنایه از: تنبیه کسی با دشنام، کتک یا جریمه.
پوزه
(زِ) (اِ.)
۱- گرداگرد دهن جانوران.
۲- چانه. ؛ ~ کسی را به خاک مالیدن شخص پرمدعایی را به شدت تحقیر و سرشکسته کردن.
پوزیتیو
(پُ) [ فر. ] (اِ.) مثبت، متضاد نگاتیو.
پوزیتیویسم
(~.) [ فر. ] (اِ.) هرگونه مذهب فلسفی که مابعدالطبیعه را رد میکند، تجربه - گرایی.
پوزیدن
(پُ دَ) (مص ل.)
۱- زدودن، راندن، برطرف کردن.
۲- معذرت خواستن، عذر خواستن.
پوسانه
(پُ) (اِمص.)
۱- فروتنی.
۲- چاپلوسی، چرب زبانی.
پوست
(اِ.)۱ - بیرونی ترین بخش بدن جانوران.
۲- پوشش بیرونی ساقه.
۳- پوشش تخم جانور و دانه گیاه. ؛ ~ کسی کنده شدن (کن.) متحمل عذاب شدید شدن.
پوست باز کردن
(کَ دَ) (مص ل.)
۱- پوست کندن.
۲- راز دل را گفتن.
پوست باز کرده
(کَ دِ) (ق.) بی پرده، آشکار.