لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پوشالی
(ص نسب.)
۱- ساخته از پوشال.
۲- سست، ناتوان، بی دوام.
پوشانیدن
(دَ) (مص م.)
۱- جامه به تن کسی کردن.
۲- نهان کردن، پنهان ساختن.
پوشاک
(اِ.) پوشیدنی، جامه.
پوشت
(پُ ش ِ) (اِ.) دستمال ظریفی که بعضی در جیب کوچک سمت چپ بالای کت قرار دهند، جیب کوچک.
پوشش
(ش ِ) (اِمص.)
۱- پوشیدن.
۲- جامه، لباس.
۳- پرده، حجاب.
۴- سقف خانه.
پوشنه
(شَ نِ) (اِمر.)
۱- سرپوش، هر چیزی که با آن روی چیزی را بپوشند.
۲- هر چیز پوشیدنی.
پوشه
(ش ِ) (اِ.)
۱- پرده، هر چیزی که چیزی را بپوشاند.
۲- ورق نسبتاً بزرگ و تا شدهای از جنس مقوا یا پلاستیک که نوشتهها و اسناد مربوط به یک موضوع را در آن نگه داری میکنند.
پوشک
(شَ) (اِ.) فرآوردهای از الیاف نرم و جذب کننده رطوبت با یک روکش نگه دارنده برای جذب ادرار و مدفوع کودک شیرخوار و پیشگیری از آلوده شده زیرجامه.
پوشک
(پُ شَ) (اِ.) گربه.
پوشیدن
(دَ) (مص م.)
۱- لباس پوشیدن.
۲- جامه بر تن کسی کردن.
۳- نهفتن، پنهان کردن.
پوشیده
(دِ) (ص.)
۱- جامه به بر کرده.
۲- مستور، محجوب.
۳- پنهان، نهفته.
پوشیدگی
(دِ) (حامص.)
۱- حالت هر چیز پوشیده.
۲- ابهام.
پوشینه
(نِ) (اِمر.)
۱- سرپوش هر چیزی.
۲- کپسول، غلاف، کیسه.
پول
[ یو. ] (اِ.) آن چه که معیار ارزش مادی است و به عنوان وسیله مبادله مورد استفاده قرار میگیرد. ؛ ~ چایی پولی که به عنوان انعام داده میشود. ؛ ~ کسی از پارو بالا ...
پول دار
(ص مر.) ثروتمند، غنی، توانگر.
پول درشت
(لِ دُ رُ) (اِمر.) اسکناسهای باارزش.
پول سفید
(لِ س ِ) (اِمر.) پول نقره، سکه نقره.
پول سیاه
(لِ) (اِمر.) پول خرد، پشیز، سکه مسی.
پول و پله
(لُ پَ لِ) (اِمر.) (عا.) پول زیادی.
پولاد
(اِ.) = فولاد:۱ - آلیاژ سخت چکش خوارِ آهن با مقدار کم کربن.
۲- گرز.