لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
انبوه
( اَ ) (ص.)
۱- بسیار، زیاد.
۲- پر، مملو.
انبوهی
(~.) (حامص.)
۱- بسیاری.
۲- کثرت جمعیت.
انبوی
(اَ)
۱- (ص فا.)
۱- بوی دهنده (خوب یا بد).
۲- چیزی که بدبو باشد.
انبوییدن
(اَ)(مص م.) بوییدن، استشمام کردن.
انبیاء
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نبی ؛ پیامبران.
انبیره
(اَ رَ یا رِ) (اِ.) خلاشه و خاشاکی که پس از پوشش خانه بر بام اندازند تا بر بالای آن خاک و گل ریزند و بیندایند.
انبیق
(اَ) [ معر. ] (اِ.) ظرفی است برای تقطیر مایعات و گرفتن عصاره و عرق.
انتاج
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- نتیجه دادن، نتیجه گرفتن.
۲- زمان زایمان چهارپایان.
انتباه
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) آگاه شدن، عبرت گرفتن.
۲- (اِمص.) آگاهی، بیداری.
۳- تنبیه شدن.
انتجاع
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- به طلب نیکویی واحسان شدن.
۲- در طلب آب و علف رفتن.
انتحار
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) خودکشی کردن.
انتحال
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.)به خود منسوب کردن.
۲- (اِمص.) سخن دیگری را به خود نسبت دادن.
انتخاب
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) برگزیدن.
انترن
(اَ تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- دانش آموز شبانه - روزی.
۲- کارآموز پزشکی در بیمارستان.
انترناسیونال
(اَ تِ) [ فر. ] (ص.) بین الملل، جهانی، جهان وطنی.
انترپل
(اِ تِ پُ) [ فر. ] (اِ.) اتحادیه همکاری بین المللی که براساس تشریک مساعی و همکاری متقابل دولتها برای مبارزه با جرایم و مجرمین بین المللی و برقراری نظم و امنیت عمومی کشورها و استقرار عدالت تأسیس شدهاست و ...
انتریک
(اَ) [ فر. ] (اِ.) وقایع و حوادث مختلفی که به وسیله آنها مطلب اصلی پرورانده شود و گره یک قطعه را تشکیل دهد و بیننده را جلب کند و احساسات و عواطف را در او بیدار و تحریک کند.
انتزاع
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) جدا کردن، کندن.
۲- گرفتن.
۳- (اِمص.) درآوردن جزیی از یک کل. ج. انتزاعات.
انتساب
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) نسبت داشتن.
۲- نسبت دادن.۳ - (اِمص.)پیوستگی، خویشی.
انتساخ
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) نسخه برداشتن از روی نوشتهای.