لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
انتقاش
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) نقش پذیرفتن، نگار بستن، ج. انتقاشات.
انتقاص
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) کم کردن. کم شمردن.
۲- (مص ل.) کم شدن، ناقص شدن.
۳- (اِمص.) کمی، نقصان.
انتقاض
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) شکستن.
۲- به هدر دادن، تباه نمودن.
۳- (مص ل.) تباه شدن.
انتقال
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) از جایی به جایی رفتن، کوچ کردن.
۲- (اِمص.) وا - گذاری، نقل مکان کردن.
انتقالی
(~.) [ ع - فا. ]
۱- (ص نسب.) منسوب به انتقال: چکهای انتقالی.
۲- منتقل شده.
۳- (حامص.) تغییر یافتن محل کار یک کارمند و منتقل شدن او از جایی به جای دیگر.
انتقام
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) کینه کشیدن.
۲- (اِمص.) خونخواهی، کینه توزی.
انتلکتوئل
(اَ نْ تِ لِ کْ تُ ئِ) [ فر. ] (ص.) روشنفکر.
انتماء
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) خود را به کسی نسبت دادن.
۲- (اِمص.) منسوب شدن.
انتهاء
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به پایان آمدن، به نهایت رسیدن.
۲- بازایستادن از کاری.
۳- آگهی رسیدن.
۴- (اِ.) پایان، آخر.
انتهاج
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) راه جستن، در راه روشن رفتن.
۲- (اِمص.) سلوک، روش.
انتهاز
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) فرصت به دست آوردن، غنیمت شمردن.
انتهاض
(اَ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ایستادن، برخاستن.
انتهاک
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) ترنجیده و لاغر ساختن تب.
۲- زشت و آلوده شدن.
۳- (مص م.) دریدن پرده ناموس کسی.
انتکاث
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- برگشتن از حاجت خود به سوی دیگر.
۲- شکافتن.
۳- شکستن عهد، پاره شدن ریسمان.
انتکاس
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) نگونسار شدن.
انتگرال
(اَ تِ) [ فر. ] (اِ.) روشی در ریاضی برای جست و جوی تابعهایی که دیفرانسیل آنها معلوم است.
انتیاب
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.) پیاپی آمدن.
انتیم
(اَ) [ انگ. ]
۱- درونی، ذاتی، محرمانه، صمیمی، دوست صمیمی.
۲- فهماندن، حالی کردن.
انثلام
(اِ ثِ) [ ع. ] (مص ل.) رخنه دار شدن.
انثناء
(اِ ثِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- دو تا شدن، دو تایی شدن.
۲- واگردیدن، باز گردیدن.