لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
انجیربن
(~. بُ) (اِمر.) درخت انجیر.
انجیرخوار
(~. خا) (اِمر.) پرندهای از راسته گنجشکان مانند سار، دارای منقاری نسبتاً قوی و تا حدی کج.
انجیردن
(اَ دَ) (مص م.) = انجیر: سوراخ کردن، سفتن.
انجیل
( اِ ) [ معر. ] (اِ.) هر یک از چهار کتاب دینی مسیحیان: متی، مرقس، لوقا و یوحنا. ج. اناجیل.
انجین
( اَ )
۱- (ص.) ریزه ریزه.
۲- (اِفا.) ریزه کننده.
انحاء
( اَ ) [ ع. ] جِ نحو.
۱- سویها.
۲- روشها.
انحدار
(اِ حِ) [ ع. ] (مص ل.) پایین آمدن، فرو شدن.
انحراف
(اِ حِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- کج شدن.
۲- کج رفتن.
۳- از راه راست منحرف شدن.
انحصار
(اِ حِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- محدود بودن.
۲- مخصوص بودن کاری، به کسی یا شرکتی.
انحصارطلب
(~. طَ لَ) [ ع. ] (ص. اِ.) آن که میخواهد امتیازها و امکانات موجود را به تنهایی در اختیار داشته باشد.
انحصاری
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به انحصار.
۲- منحصر، متعلق به شخص و مؤسسه یا گروهی معین.
انحطاط
(اِ حِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پست شدن.
۲- (اِمص.) پستی.
انحلال
(اِ حِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) حل شدن، گشوده شدن.
۲- از هم پاشیدن.
۳- (اِمص.) ضعف، سستی.
۴- تعطیل.
انحناء
(اِ حِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) خم شدن، کج گردیدن.
۲- (اِمص.) خمیدگی، کجی.
۳- خمیدگی خط.
انحیاز
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.) گرد آمدن، پیوسته شدن.
انخداع
(اِ خِ) [ ع. ] (مص ل.) فریفته شدن، فریب خوردن.
انخزال
(اِ خِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- بازماندن از سخن.
۲- رفتن به سستی و درماندگی.
انخساف
(اِ خِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- ناپدید شدن، گرفته شدن.
۲- گرفتن ماه.
انخفاض
(اِ خِ) [ ع. ] (مص ل.) پایین آمدن از رتبه بالا، پست شدن. ج. انخفاضات.
انخناق
(اِ خِ) (مص ل.) خفه گردیدن.